( 1 ) اعمش گويد : اين جماعت دوازده نفر بودند كه هفت تن آنها از قريش بشمار ميرفتند ، راوى گويد : حضرت رسول هنگامى كه به مدينه وارد ميشدند ابتداء نزد حسنين عليهما السّلام ميرفتند ، و آنها را در بر ميگرفتند ، و مسلمين هم پيرامون وى را اجتماع ميكردند و پس از اين به خانه فاطمه سلام اللَّه عليها وارد ميگرديد ، اصحاب در خانه مىنشستند و هر گاه پيغمبر از منزل خارج ميشد به اتفاق آن جناب حركت مىنمودند و آنگاه كه به خانه برميگشت از اطرافش پراكنده ميشدند .
( 2 ) ابو حميد ساعدى گفت : به اتفاق حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از تبوك مراجعت كرديم و هنگامى كه نزديك مدينه رسيديم ، فرمود : اين سرزمين طهارت و پاكيزگى است و اين كوه احد است كه ما را دوست دارد و ما هم او را دوست داريم .
( 3 ) از انس بن مالك روايت شده كه حضرت رسول هنگامى كه نزديك مدينه رسيدند فرمودند : در اين جا مردمانى بودند كه آنان همواره با شما بودند ، و شما به هر جا كه قدم گذاشتيد با شما همكارى ميكردند ، عرض كردند : يا رسول اللَّه ! اين مردمان كه در مدينه بودند ، و با لشكر حركت نكردند ، فرمود ، آرى آنان در مدينه ماندند و ليكن اقامت آنها از جهت عذر بود ، و الا دلهاى آن جماعت با شما بود ، تبوك آخرين غزوات پيغمبر اكرم بود ، و عبد اللَّه بن ابى بعد از مراجعت حضرت رسول درگذشت .
( 4 )
نزول سوره برائة
( 5 ) در سال نهم هجرت سورهء براءة نازل شد ، و حضرت رسول ابو بكر را طلبيد و سورهء برائة را به او داده و فرمود : آيات شريفهء اين سوره را در مكه براى مردم بخواند ، هنگامى كه ابو بكر طبق فرمان پيغمبر به طرف مكه حركت كرد و مقدارى هم راه پيمود ، جبرئيل حضور حضرت رسول رسيد و گفت : مأمور تبليغ اين آيات بايد خودت و يا يكى از افراد خاندانت باشد .
پس از اين پيغمبر امير المؤمنين را طلبيد ، و او را بر ناقه « عضباء » شتر مخصوص خود سوار كرد و فرمود : هر چه زودتر خود را به ابو بكر برسان و آيات را از وى بگير