راندند و او را اذيت و آزار كردند ، عروة بن مسعود ، هنگام طلوع فجر از خواب برخاست اذان و شهادتين را بر زبان جارى كرد ، در اين وقت ناگهان تيرى به طرف او آمد و او را از پا درآورد .
پس از كشته شدن عروة بن مسعود گروهى از اشراف ثقيف خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيدند ، و مسلمان شدند ، پيغمبر هم آنان را گرامى داشت ، و از آنها پذيرائى شايانى كرد ، و عثمان بن ابى العاص بن بشر را كه مقدارى از قرآن را ياد گرفته بود امير آن قوم قرار داد ، و در خبر وارد شده كه عثمان بن ابى العاص عرض كرد : يا رسول اللَّه ! شيطان بين نماز و قرائت من حائل مىشود ، پيغمبر فرمود : آن شيطان را « خنزب » ميگويند ، و هر گاه ترسى از وى برايت حاصل شد ، از او به خداوند پناه بر و آب دهانت را سه بار به طرف چپ بريز ، وى گفت : من اين كارها را كردم و خداوند او را از من دفع كرد . ( اين حديث را مسلم بن حجاج در صحيح خود روايت كرده ) .
( 1 )
مسلمان شدن قبائل عرب
( 2 ) پس از اينكه عشيرهء ثقيف مسلمان شدند ، نمايندگان عشائر و قبائل عرب خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله رسيدند ، و دين مقدس اسلام را قبول كردند ، همان گونه كه خداوند فرمود :
يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
، عطارد بن حاجب بن زراره با جماعتى از اشراف بنى تميم كه از جمله آنان اقرع بن حابس ، و زبرقان بن بدر ، و قيس بن عاصم ، و عيينة بن حصن فزارى ، و عمرو بن اهتم حضور حضرت رسول رسيدند ، اقرع و عيينة قبل از اين در فتح مكه و جنگ حنين و طائف هم در خدمت پيغمبر حضور داشتند .
هنگامى كه نمايندگان بنى تميم آمدند اين دو نفر هم در معيت آنها حضور پيغمبر رسيدند ، و پيغمبر هم به آنان احترام گذاشت و آنها را در پناه خود گرفت و از كسانى كه خدمت حضرت رسول رسيدند جماعتى از بنى عامر بودند كه از جملهء آنان عامر بن طفيل و اربد بن قيس برادر امى لبيد بن ربيعه بود ، عامر بن اربد