تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ميدرخشيد و فضا كاملا روشن بود به حصن اكيدر رسيدند ، در اين هنگام گاوى آمد و با شاخهاى خود در حصار او را كوبيد ، اكيدر در اين وقت با دو زن به شراب خوردن مشغول بود ، و از كوبيده شدن در حصن ناراحت شد ، و به اتفاق برادرش حسان و گروهى از خانواده‌اش از حصار بيرون شد ، و در جستجوى آن گاو برآمد . ( 1 ) خالد بن وليد قبلا در گوشه‌اى پنهان شده بود ، و انتظار فرصت را ميكشيد تا بر وى دست پيدا كند ، در اين هنگام كه اكيدر دنبال گرفتن گاو روان شده بود ، ناگهان به خالد بن وليد برخورد كرد و بلافاصله دستگير شد و برادرش هم بدست مسلمين كشته گرديد ، و ياران او هم داخل حصن شدند و در را بستند . اكيدر را در حالى كه قبائى كه از طلا بافته شده در برداشت ، دستگير كردند و او را به طرف در حصار آوردند ، وى به اصحاب خود گفت در را باز كنيد و ليكن آنان امتناع كردند ، اكيدر گفت : به من اجازه دهيد وارد حصن گردم و در را به روى شما بگشايم ، پس از اينكه از وى عهد و پيمانى گرفتند او را رها كردند . اكيدر داخل حصار شد ، و درب را به روى خالد و ياران او گشود ، و از آنها پذيرائى كرد و سپس هشتصد گوسفند و دو هزار شتر و چهار صد زره و چهار صد نيزه و پانصد شمشير به خالد داد ، و او هم اين هدايا را خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله آورد ، و پيغمبر جزيه از وى پذيرفت و با او صلح كرد ، و جانش را نيز در محافظت گرفت . ( 2 ) بيهقى در دلائل النبوة از عروه روايت كرده كه او گفت : هنگامى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله با مسلمين از تبوك مراجعت ميكرد و در راه مدينه بسير خود ادامه ميداد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند ، و تصميم گرفتند كه آن جناب را در يكى از گردنه‌هاى بين راه بطور مخفيانه از بين ببرند ، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند . پيغمبر اكرم از اين تصميم خائنانه مطلع شد و فرمود : هر كس ميل دارد از راه بيابان برود زيرا كه آن راه وسيع است و جمعيت به آسانى از آن ميگذرد ، حضرت رسول هم از راه عقبه كه منطقهء كوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، و ليكن آن چند