تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كن و در اين مورد آن حضرت را در فشار قرار دادند تا آنگاه كه آن جناب ناچار شد در زير درختى فرود آمد ، و ردايش را هم از روى دوشش برداشته بودند . ( 1 ) بعد از اينكه پيغمبر در زير درخت جا گرفتند فرمودند : اى مردم رداى مرا به من برگردانيد ، به خداوند قسم اگر به اندازهء درختان اين بيابان گوسفند داشتم همه را بين شما تقسيم ميكردم ، و شما هم مرا بخيل و ترسو نميدانستيد ، و در اين هنگام كنار شترى قرار گرفتند ، و از كوهان او مقدارى پشم برداشتند و او را بين دو انگشت قرار دادند ، و گفتند : اى مردم به پروردگار سوگند من به اندازهء اين پشم از اين غنائم تصرف نكرده‌ام ، و حتى خمس غنائم كه به من تعلق دارد نيز گذشتم . اينك آنچه از همديگر تصرف كرده‌ايد برگردانيد ، زيرا كه مكر و خيانت نسبت به همديگر ، بسيار زشت و ننگ است ، و موجب دخول در آتش و رسوائى در روز قيامت خواهد بود ، در اين هنگام مردى از انصار خدمت پيغمبر آمد و عرض كرد : من اين مقدار نخ را برداشته‌ام تا پالان شتر خود را اصلاح كنم ، فرمود : من از حق خود گذشتم آن مرد انصارى گفت : هر گاه مطلب چنين باشد من احتياجى به اين ندارم ، و پس از اين او را از دست خود افكند . بعد از اين جريان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در ذى القعده از جعرانه بيرون شدند و به مكه آمدند ، و پس از انجام عمره به طرف مدينه حركت كردند ، و معاذ بن جبل را به جاى خود در مكه گذاشتند ، محمد بن اسحاق گويد : عتاب بن اسيد را با معاذ بن جبل در مكه گذاشتند ، تا معاذ به مردم قرآن بياموزد و تعليمات دينى به آنان بدهد ، و در اين سال عتاب بن اسيد بر اعمال حج مردم نظارت داشت ، و پيغمبر تا ماه رجب در مدينه اقامت كردند .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 179 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى