بوسيدند .
انصار گفتند : ما از خدا و رسولش رضايت داريم ، اينك اموال ما را هم اختيار داريد قسمت فرمائيد ، حضرت رسول فرمود : اى گروه انصار من براى اينكه عدهاى را راضى داشته باشم ، و دل آنها را بدست بياورم مقدارى از اين اموال را به آنان بخشيدم ولى شما را به ايمان خودتان واگذار كردم .
اى گروه انصار شما چگونه راضى نميشويد كه ديگران با گوسفندان و شتران باز گردند ، و شما به اتفاق رسول خدا مراجعت كنيد ، پس از اين فرمود : جماعت انصار از ياوران و افراد مورد اعتماد من هستند ، اگر همهء مردم به طرفى روانه و انصار به طرفى ، من به راه انصار خواهم رفت ، پروردگارا انصار و فرزندان انصار را مورد لطف و مرحمت خود قرار بده .
( 1 ) محمّد بن اسحاق گفت : از جمله سباياى حنين دختر حليمهء سعديه خواهر رضاعى پيغمبر بود ، هنگامى كه دختر حليمه نزديك حضرت رسول رسيد گفت : يا محمّد اينك خواهر شما اسير شده است ، راوى گويد : پيغمبر رداى خود را براى او پهن نمود و خواهر رضاعيش را روى آن نشانيد ، پس از آن به طرف او متوجه شد و از حالات او سؤال كرد ، دختر حليمه هنگامى كه مادرش پيغمبر را شير ميداد نسبت به حضرت رسول محبت ميكرد و از وى دلجوئى مينمود .
گروهى از هوازن كه مسلمان شده بودند ، در جعرانه خدمت حضرت رسول رسيدند ، و گفتند : يا رسول اللَّه ! ما داراى اصل و نسب و عشيره هستيم ، و اكنون شما ميدانيد گرفتار مصيبت شدهايم ، اينك بر ما منت گذاريد ، تا خداوند بر شما منت نهد .
در اين هنگام زهير بن صرد ، كه سخنگو و خطيب آنها بود برخاست و عرض كرد : يا رسول اللَّه ، اگر ما حارث بن ابى شمر و نعمان بن منذر را شير داده بوديم ، و پس از اين ، گرفتار اين گونه بلاها شده بوديم ، آنها با فضل و كرم و عاطفه خود از ما ميگذشتند ، اكنون شما كه عزيزتر و بزرگوارتر از آنها هستى و اميد است ما را در تحت كفالت خود بگيريد زيرا كه ما كفيلى بهتر از شما سراغ نداريم .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٧٦