تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ادامه داد و بت‌ها را از بين برد ، و به حضرت رسول ملحق گرديد ، پيغمبر اكرم بعد از محاصرهء اهل طائف در انتظار علي بودند ، و هنگامى كه او را ديدند تكبير گفتند و با وى در خلوت بگفتگو پرداختند . ( 1 ) جابر بن عبد اللَّه گويد : چون حضرت رسول با علي عليهما السّلام در طائف با يك ديگر خلوت كردند ، عمر بن خطاب به حضرت رسول عرض كرد : با علي خلوت ميكنى و گفتگوى محرمانه انجام ميدهى و ما را در مذاكرات شركت نميدهى ؟ ! فرمود من با وى خلوت نكرده‌ام بلكه پروردگار با وى در خلوت بگفتگو پرداخته است . راوى گفت : در اين هنگام عمر از وى اعراض كرد و گفت : اين حرف شما مانند گفتار روز حديبيه است ، كه ميگفتي : ما در كمال امن و آسايش وارد مسجد الحرام خواهيم شد ، و حال اينكه ما را از ورود به مكه منع كردند ، پيغمبر فرمود : من به شما نگفتم در اين سال كه اكنون در آن هستيم وارد مكه ميشويم . هنگامى كه امير المؤمنين به حضرت رسول پيوست ، پيغمبر را مضطرب و ناراحت ديد ، ناگهان فريادى برآورد ، و به سعيد بن عبيد گفت : آيا مردم در جاى خود ايستاده‌اند ؟ وى گفت : من قدرت استقامت و پايدارى و راه رفتن را ندارم ، و ناگهان از پا درآمد ، و رانش شكست . ( 2 ) محمّد بن اسحاق گويد : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله اهل طائف را در حدود يك ماه در محاصره داشت ، پس از اين از محاصره دست كشيد زيرا كه از طرف پروردگار بيش از اين مأذون نبود ، و بعد از مدتى گروهى از اهل طائف خدمتش رسيدند و مسلمان شدند . ( 3 ) حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله از طائف به « جعرانه » مراجعت كردند ، تا غنائم حنين را بين مسلمانان تقسيم كنند ، پيغمبر اكرم اموال را بين قريش و سائر اعراب كه آنها را « مؤلفة قلوبهم » ميگفتند قسمت كردند ، و به انصار چيزى ندادند ، بعضى از مورّخين گفته‌اند : مقدار كمى از اموال به انصار داده شد و قسمت زيادى به منافقين رسيد .