تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
انجام دهد ، در اين هنگام مسلمانان زنان و فرزندان هوازن را برگردانيدند ، راوى گفت : خواهر رضاعى پيغمبر در بارهء مالك بن عوف كه جنگ حنين را برپا كرده بود نيز شفاعت كرد ، پيغمبر اكرم فرمود : اگر او نزد من حاضر شود ، در امن و راحتى خواهد بود ، پس از اين مالك بن عوف خدمت آن جناب رسيد و حضرت اموال او را بوى برگردانيد ، و صد شتر هم به او مرحمت فرمود . ( 1 ) ابو سعيد خدرى گويد : هنگامى كه حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله اموال را قسمت ميكردند و ما هم در خدمت او بوديم ، ناگهان ذو الخويصره تميمى پيدا شد و گفت : يا رسول اللَّه ! در تقسيم اموال جانب عدالت را مراعات كن ، حضرت فرمود : واى بر تو اگر من عدالت نداشته باشم پس كدام كس عادل خواهد بود ، تو در اظهار اين مطلب مرتكب زيان و ضرر شدى كه اين نسبت ناروا را به من دادى . عمر بن خطاب عرض كرد : يا رسول اللَّه ! اجازه فرما گردن اين مرد را بزنيم پيغمبر فرمود : او را به حال خود واگذاريد اين مرد اصحاب و رفقائى دارد كه در اداء نماز و داشتن روزه كوشش دارند ، و شما نماز و روزه خود را در مقابل نماز و روزه آنان به حساب نخواهيد آورد ، اين گروه قرآن را زياد خواهند خواند ، ولى از گردن‌هاى آنها تجاوز نخواهد كرد ، اين جماعت از اسلام بيرون ميروند همچنان كه تير از كمان خارج ميگردد ، مردى سياه در آينده پيدا خواهد شد كه بازوى او مانند پستان زن و يا پارهء گوشت مىباشد كه همواره در حال حركت است و اين مرد به اتفاق جماعتى بر عليه بهترين جماعتى از مردم قيام خواهند كرد . ابو سعيد گويد : من شهادت مىدهم كه اين حديث را از حضرت رسول شنيدم و نيز گواهى مىدهم كه على بن ابى طالب با اين گروه جنگ كرد ، و من هم در خدمت آن جناب بودم ، و امر كرد اين مرد را آوردند ، و علامتى را كه پيغمبر فرمودند من در آن مرد مشاهده كردم - اين روايت را بخارى در صحيح خود نقل كرده است . ( 2 ) اهل سير گفته‌اند : پس از اين جريان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله سوار شدند و مردم در دنبال وى حركت كردند و ميگفتند : يا رسول اللَّه ! غنائم ما را در بين ما تقسيم