( 1 )
44 - سريهء عبد اللَّه بن سهيل :
( 2 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عبد اللَّه بن سهيل بن عمرو را به طرف « بنى محارب » فرستادند و آنان مسلمان شدند و جماعتى هم خدمت پيغمبر رسيدند .
( 3 )
45 - سريهء خالد بن وليد :
( 4 ) پيغمبر اكرم خالد بن وليد را به سوى « بنى جذيمه » فرستاد ، خالد بن وليد چون از زمان جاهليت با افراد اين قبيله اختلاف داشت لذا موقع را غنيمت شمرد و بر خلاف فرمان پيغمبر با اين عشيره جنگ كرد و عدهاى از آنها را كشت و جماعتى را اسير كرد .
جريان قضيه از اين قرار است كه : چون خالد بن وليد نزديك منازل بنى جذيمه رسيد آنان با اسلحه خود از وى استقبال كردند ، و گفتند : يا خالد ما سلاح خود را براى جنگ با خدا و رسولش بر نداشتهايم و اينك همه مسلمان هستيم ، و اگر چنان چه پيغمبر شما را براى اخذ زكات و صدقات فرستاده ، شتران ما را برداريد ببريد .
خالد گفت : اسلحه خود را زمين بگذاريد ، گفتند : ما ميترسيم شما با ما مكر كنيد و احقاد زمان جاهليت را مورد عمل قرار دهيد ، و حال اينكه خدا و رسولش جريان جاهليت را از بين بردند و اخوت اسلامى جاى تفرقه را گرفت ، خالد از نزد آنها مراجعت كرد و پس از مختصرى با افراد خود به آنان حمله آورده عدهاى را كشت و جماعتى را هم اسير كرد . و بعد از اين امر كرد اسيران را هم كشتند .
جريان اين واقعه را به حضرت رسول گزارش دادند ، وى از كارهاى خودسرانهء خالد و فجايع او اظهار عدم رضايت كرد ، و دست خود را به طرف آسمان برداشت و گفت : پروردگارا من از اعمال خالد برائت دارم پس از اين گريه كرد و على عليه السّلام را نزد خود طلبيد ، و فرمود : اكنون برويد و جريان امر را از نزديك مشاهده كنيد حضرت مقدارى طلا هم دادند تا به افراد اين قبيله داده شود و آنان را از پيغمبر راضى نمايد .