از نزد پيغمبر خارج شدند .
( 1 ) هنگام صبح ابو سفيان صداى اذان بلال را شنيد ، گفت : يا ابا الفضل اين فرياد و ندا چيست ؟ عباس گفت : اين بلال مؤذن پيغمبر است مسلمانان را براى اداى نماز دعوت مىكند ، اينك برخيزيد و وضوء بگيريد و خود را براى نماز آماده كنيد ، گفت : من از وضوء و نماز اطلاعى ندارم ، عباس وى را از طرز نماز و وضوء مطلع ساخت .
در اين هنگام ابو سفيان مشاهده كرد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله وضوء ميگيرد ، و اصحاب پيرامون وى اجتماع كرده و آب وضويش را كه از صورت مباركش ميريزد براى تبرك ميگيرند ، و نميگذارند قطرهاى از آن بر زمين بريزد ، ابو سفيان به عباس گفت : آيا كسرى و قيصر چنين مقامى دارند ؟ ! .
پس از اداى نماز عباس به اتفاق ابو سفيان خدمت حضرت رسول رسيدند ، ابو سفيان گفت : يا رسول اللَّه ! مرا اجازه دهيد تا قريش را به خدا و رسول دعوت كنم پيغمبر هم خواسته او را اجابت فرمود ، ابو سفيان به عباس گفت : من به مشركين قريش چه بگويم ، اكنون شما مرا در اين مورد راهنمائى كنيد .
عباس بن عبد المطلب گفت : به قريش بگوئيد : هر كس به خدا و رسولش ايمان آورد و در خانهء خود بنشيند و سلاح خود را بر زمين بگذارد ، وى در امن و آسايش خواهد بود ، عباس عرض كرد : يا رسول اللَّه ! ابو سفيان از اهل فخر و مباهات است اگر ممكن باشد امتيازى براى وى در نظر بگيريد ، حضرت رسول فرمود : هر كس از قريش و اهل مكه به خانهء ابو سفيان برود جان و مالش محفوظ است ، ابو سفيان عرض كرد : خانهء من ! فرمود : آرى خانهء شما ، هر كس از اهل مكه و مشركين اسلحهء خود را زمين نهاد و در خانهاش را بست وى در كمال آسايش و راحتى خواهد بود .
هنگامى كه ابو سفيان رفت عباس عرض كرد : يا رسول اللَّه ! ابو سفيان مردى حيلهگر و نيرنگ باز است ، وى در ميان مسلمين اختلاف و تفرقه را مشاهده كرد و ممكن است وى دست بخرابكارى بزند ، پيغمبر فرمود : او را درياب و در شكاف
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٥٩