تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
شد ، و ابو لبابة بن عبد المنذر را به جاى خود در مدينه گذاشت ، پس از اينكه تصميم گرفت به طرف مكه حركت كند رؤساى قبائل را دعوت كرد ، و به آنان فرمود : بايد هر رئيسى به اتفاق افراد خود در لشكر اسلام شركت كند . ( 1 ) حضرت باقر عليه السّلام گفت : پيغمبر براى غزوهء فتح از مدينه بيرون شد ، در حالى كه خود و اصحابش روزه داشتند ، هنگامى كه به « كراع الغميم » رسيدند امر كرد مسلمانان افطار كنند ، جماعتى از اصحاب از امر پيغمبر سرباز زدند و روزهء خود را نگشودند ، اين گروه براى اينكه افطار نكردند عصاة و نافرمانان ناميده شدند . حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از كراع الغميم حركت فرمودند ، و در « مر الظهران » فرود آمدند و در اين هنگام در حدود ده هزار نفر در خدمت پيغمبر بودند كه از جملهء آنان چهار صد نفر سوار شركت داشتند ، مشركين قريش از حركت حضرت رسول اطلاعى نداشتند و از جريان سير آن جناب كاملا بىاطلاع بودند . در اين وقت ابو سفيان بن حرب و حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء از مكه بيرون شدند براى اينكه خبر تازه‌اى بدست آورند ، قبل از اينها عباس بن عبد المطلب به اتفاق ابو سفيان بن حارث و عبد اللَّه بن ابى اميه به استقبال پيغمبر بيرون شده بودند ، و در « نيق العقاب » به آن حضرت پيوستند . حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگام آمدن عباس در قبه‌اى قرار داشت ، و فرماندهى نگهبانان با زياد بن اسيد بود ، در اين هنگام اسيد به طرف آنها رفت ، و به عباس گفت : شما ميتوانيد در زير خيمه خدمت پيغمبر برسيد ، ولى همراهان شما بايد برگردند . عباس بن عبد المطلب حضور حضرت رسول رسيد و عرض كرد : پدر و مادرم فدايت گردد ، اينك پسر عمو و پسر عمه‌ات خدمت شما رسيده‌اند و از كارهاى خود بازگشت و توبه ميكنند ، پيغمبر فرمود : من به آنان احتياجى ندارم زيرا آنها احترام مرا نگه نداشتند ، و آبروى مرا بردند ، مگر پسر عمهء من در مكه نميگفت : ما ايمان نخواهيم آورد تا از زمين براى ما چشمهء آبى بجوشد ؟
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 156 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى