ورقاء و جبير بن مطعم اسلام آوردند ، و در اين هنگام ابو سفيان با شتاب و عجله خود را به مكه رسانيد .
( 1 ) در اين هنگام كه مسلمين بنزديك مكه رسيده بودند گرد و غبار زيادى از زمين برخاسته بود ، و مشركين قريش از جريان قضيه بىاطلاع بودند ، ابو سفيان كه خود را با شتاب و عجله به مكه رسانيده بود ، از وى پرسيدند اين گرد و طوفان چيست ؟
و از پشت سر چه خبر دارى ؟
ابو سفيان گفت : اينك محمد با گروه زيادى ميرسد ، پس از اين فرياد زد يا آل غالب ! در خانههاى خود قرار گيريد ، و به منزل من پناه بريد هر كس در منزل خود قرار گيرد و يا به خانه من پناه آورد وى در امن و امان است ، هند زن ابو سفيان گفت : اين پيرمرد خبيث را كه جلو دار اين قوم شده است بكشيد ، و مردم را كه به آنجا پناه آورده بودند بيرون ميكرد .
ابو سفيان بزن خود گفت : واى بر تو من سلاطين گذشته را ديدم و فرزندان بزرگان از سلاطين ايران را مشاهده كردم ، شاهان كنده و جوان مردان حمير را ملاقات نمودم اينان در نزد دشمنان خود سرانجام تسليم ميشدند ، اكنون ساكت باش زيرا كه حق رسيده و بلا نزديك شده است .
( 2 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله قبل از اين كه به مكه تشريف فرما شوند ، به مسلمين امر كردند در مكه به كسى صدمه و آزار نرسانند مگر كسانى كه با آنها در معرض مبارزه در آيند ، جز چند نفر كه قبلا پيغمبر را اذيت كرده بودند و در مجامع و محافل او را هجو و ناسزا گفته بودند ، كه از آن جمله مقيس بن صبابة ، و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح ، و عبد اللَّه بن خطل ، و دو نفر كنيز آوازه خوان كه اشعارى را در اجتماعات قريش در بارهء پيغمبر ميخواندند .
پيغمبر امر كرده بود اين چند نفر را هر جا مشاهده كردند بكشند و لو خود را به پردهء كعبه آويزان كرده باشند ، مسلمين در تعقيب اين چند نفر برآمدند ، ابن خطل را در حالى كه خود را به استار كعبه آويخته بود بدست عمار بن ياسر كشته
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٦١