تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
نصر الحجارة من سفاهة رأيه * و نصرت ربّ محمد بصواب فضربته و تركته متجدّلا * كالجذع بين دكادك و روابى و عففت من أثوابه و لو أنّنى * كنت المقطر بزّنى أثوابى لا تحسبنّ اللَّه خاذل دينه * و نبيّه يا معشر الأحزاب !
در اين هنگام ابن عرقه تيرى انداخت و به چشم سعد بن معاذ اصابت كرد و گفت بگير اين تير را من ابن عرقه هستم سعد بن معاذ گفت : خداوند تو را در آتش بسوزاند و پس از اين جريان گفت : خداوندا اگر بنا هست بعد از اين با قريش جنگى درگيرد مرا زنده بدار تا با آنها جنگ كنم زيرا محبوب‌ترين چيز در نزد من اينست كه با مكذبين پيغمبرت جنگ كنم ، زيرا آنان بر وى ظلم كردند و او را از حرم تو بيرون نمودند . سعد گفت : پروردگارا ! اگر بين ما و مشركين جنگى نخواهد بود اين تير را وسيلهء شهادت من قرار ده و تا بنى قريظه را نبينم و چشمم بديدن آنها روشن نشده مرا نميران ، بعد از اين سعد بن معاذ را خدمت حضرت رسول بردند و او بر زمين قرار گرفته بود و قدرت به نشستن نداشت . ( 1 ) حضرت صادق عليه السّلام فرمود : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در شب سرد و تاريكى بالاى تلى كه اكنون مسجد فتح در آنجا قرار گرفته توقف كردند و فرمودند : هر كس برود و از مشركين براى ما خبرى بياورد ببهشت داخل خواهد شد ، كسى متوجه اين گفتار پيغمبر نشد بار ديگر حضرت گفتار خود را تكرار كرد باز متوجه سخنان او نشدند . در مرتبهء سوم حذيفه به پا خواست و اين مأموريت را به عهده گرفت ، حضرت رسول فرمود : اينك به طرف مشركين برويد و گفتار آنها را بشنويد و براى ما بياوريد ، هنگامى كه وى به راه خود مىرفت پيغمبر فرمود : خداوندا حذيفه را از تمام اطراف و جوانب محافظت كن و او را بسلامتى به من برگردان و بحذيفه فرمود : قبل از اينكه نزد من بيائى جريان را با كسى در ميان نگذار . هنگامى كه حذيفه از خدمت آن حضرت رفت پيغمبر به نماز مشغول شد ، پس از نماز با صوتى حزين گفت : اى فريادرس درماندگان اى جواب دهندهء دعاى بيچارگان ،
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 133 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى