تا آنجائى كه پيغمبر نماز خوف خواندند ، و پس از آن مراجعت كردند گفته شده : علت اينكه اين غزوه را « ذات الرقاع » گويند ، براى اين است كه اين محل در كوهي واقع شده كه مقدارى از آن قرمز و مقدارى سياه و سفيد است و از اين جهت او را ذات الرقاع گفتهاند ، بعضى گفتهاند : وجه تسميهء اين غزوه به ذات الرقاع از اين جهت است كه : پاهاى مردم در اين زمين از سوزش و حرارت زمين زخم شد و اصحاب پاهاى خود را با كهنه ميبستند .
حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه در اين محل بودند ، روزى كنار رودخانهاى قرار گرفتند ، و اصحاب آن جناب در اين هنگام در طرف ديگر رودخانه بودند ، ناگهان سيلى جارى شد و بين او و يارانش را فاصله انداخت يكى از مشركين از دور پيغمبر را ديد و گفت : من اكنون محمد را خواهم كشت ، او شمشيرش را در دست گرفت و به طرف حضرت آمد و گفت : يا محمد ! اكنون چه كسى شما را از دست من نجات ميدهد ؟ پيغمبر فرمود : واى بر تو خداوند مرا نجات خواهد داد .
در اين هنگام كه وى با حضرت سخن ميگفت ناگهان با سينه بر زمين آمد ، و پيغمبر شمشير را از وى گرفت و بر سينهاش نشست و فرمود : چه كسى شما را از من ميرهاند ؟ عرض كرد : بزرگوارى و سخاوت شما ، پيغمبر از روى سينهء او حركت كرد و آن مرد ميگفت : به خداوند قسم تو از من شريفتر هستى .
( 1 )
22 - غزوهء بدر اخيره :
( 2 ) حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله براى مواعدهاى كه با ابو سفيان داشتند ، در ماه شعبان به طرف « بدر » حركت كردند ، و هشت روز در آن محل اقامت فرمودند ، ابو سفيان با جماعتى از اهل تهامه بيرون شدند و قصد داشتند به طرف بدر بيايند ، هنگامى كه به « ظهيران » رسيد از قصدش منصرف گرديد ، پيغمبر پس از اينكه از مراجعت ابو سفيان مطلع شدند ، در بازار محل حاضر گرديدند ، و مقدارى خريد و فروش نمودند و سود فراوانى بردند .