تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
از غذاى كمى سير كردند ، و اين حديث در سابق گذشت . ( 1 ) 3 - سلمان فارسى - رضي اللَّه عنه - گويد : در گوشه‌اى از خندق مشغول كار بودم ، و حضرت رسول هم در نزديكى من تشريف داشتند ، هنگامى كه مشاهده كردند من در تلاش هستم ، كلنگ را از من گرفتند ، و شروع بكندن زمين كردند . در اين هنگام كه كلنگ را به زمين ميزدند از ضربت او برق جستن ميكرد ، عرض كردم : يا رسول اللَّه ! اين چيست كه من مشاهده ميكنم ؟ فرمود : برقى كه از ضربت اول جستن كرد علامت اين است كه خداوند يمن را به روى من خواهد گشود برق دوم نشانه اين است كه بلاد شام و مغرب را فتح خواهم كرد ، برق سوم نيز علامت فتح مشرق است . احزاب به طرف حضرت رسول رو آوردند و در كنار خندق توقف كردند ، اصحاب پيغمبر از جريان كار ترس و وحشت آنها را گرفت ، مشركين بيست و پنج شبانه روز در كنار خندق ماندند ، و در اين مدت به طرف يك ديگر تيراندازى ميكردند . پس از اين جريان جماعتى از سواران قريش مانند عمرو بن عبد ودّ ، عكرمة بن ابى جهل ، و هبيرة بن وهب ، و ضرار بن خطاب آمادهء جنگ شدند ، اين عده در حالى كه بر اسب سوار بودند تا لب خندق آمدند ، هنگامى كه خندق را ديدند گفتند : اين مكر تازه‌ايست كه در عرب سابقه نداشته است . در اين هنگام كه مشركين در اطراف كندن خندق مذاكره ميكردند ، ناگهان متوجه شدند در طرف راست خندق جاى تنگى واقع شده ، آنان به اسبهاى خود فشار آوردند و از خندق گذشتند ، و در بين شهر و خندق جولان دادند ، در اين موقع علي ابن ابى طالب عليه السّلام با گروهى از مسلمين راه آنها را گرفتند عمرو بن عبد ودّ از ميان جمعيت ظاهر شد و مبارز طلب كرد ، امير المؤمنين عليه السّلام به طرف او رفت و وى را كشت ، هنگامى كه عكرمه و هبيره ديدند عمرو كشته شد از ميدان فرار كردند ، و امير المؤمنين سلام اللَّه عليه در اين باره فرموده :