( 1 ) حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هنگامى كه يهوديان اين سخن را به پيغمبر گفتند ، حضرت از شرم و حيا ردايش ، از دوشش افتاد و عصائى كه در دست داشت رها شد ، و به عقب حركت نمود ، پيغمبر يهوديان را بيست و پنج روز محاصره كرد ، تا به حكم سعد بن معاذ تن دادند .
سعد بن معاذ حكم كرده بود اموال يهوديان بنى قريظه بين مسلمين تقسيم گردد و زنان و كودكان اسير شوند ، و مردان نيز كشته گردند ، و اراضى و نخلستانهاى آنان هم در ميان مهاجرين تقسيم بشود . پيغمبر به سعد بن معاذ فرمود : اين حكم شما مانند حكمى است كه خداوند از بالاى هفت آسمان فرستاده باشد .
هنگامى كه اسيران را آوردند پيغمبر امر فرمود همهء آنها را در يك خانه حبس كردند ، پس از اين امر كرد ده نفر را بيرون آوردند امير المؤمنين همهء آنها را گردن زد ، پس از اين ده نفر آوردند ، زبير بن عوام آنها را بقتل رسانيد ، يكى از اصحاب حضرت رسول گفت : چرا اينها را يك نفر دو نفر نميكشيد ؟ ! .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : پس از كشتن بنى قريظه زخم سعد بن معاذ از هم باز شد و خون از او روان گرديد تا آنگاه كه جان داد ، پيغمبر ردايش را بيرون آورد و در جنازهء او حركت نمود ، و عبد اللَّه بن عتيك را به خيبر فرستاد و ابو رافع بن ابى الحقيق را بقتل رسانيد .
( 2 )
24 - غزوهء بنى مصطلق :
( 3 ) غزوهء بنى مصطلق در ماه شعبان سال ششم از هجرت واقع شد ، علت اين جنگ از اين جهت بود كه بنى مصطلق از قبيلهء خزاعه برياست حارث بن ابى ضرار آماده شدند به طرف حضرت رسول بيايند ، و اين جنگ را « مريسيع » هم گفتهاند .
جويريه بنت حارث زوجهء حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله گويد : ما در مريسيع بوديم كه پيغمبر خدا به آنجا آمدند ، از پدرم شنيدم ميگفت : جماعتى به طرف ما مىآيند كه ما قادر نيستيم در مقابل آنها مقاومت كنيم ، جويريه گويد : من جماعت زيادى كه اسلحه و اسبان فراوانى داشتند ديدم .