( 1 )
18 - غزوهء معونه :
( 2 ) پس از اينكه چهار ماه از واقعهء احد گذشت ابو براء عامر بن مالك بن جعفر ملاعب الأسنه در مدينه خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيد ، پيغمبر اسلام را بر وى عرضه داشت او نيز قبول كرد و مسلمان شد ، پس از آن عرض كرد : اگر جماعتى از ياران خود را به طرف نجد بفرستى و مردمان آن سامان را به اسلام دعوت كنند اميدوارم آنها اسلام را اختيار كنند .
پيغمبر فرمود : من از اهل نجد بر آنها بيمناك هستم ، ابو براء عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من اصحاب شما را در پناه خود خواهم گرفت ، در اين هنگام حضرت رسول منذر بن عمرو را با گروهى از مسلمين كه عدد آنها را مختلف نوشتهاند به ديار نجد فرستادند در ميان اين جمعيت حارث بن صمه ، حرام بن ملحان و عامر بن فهيره هم بودند اصحاب پيغمبر از مدينه بيرون شدند نزديك بئر معونه كه در زمينهاى بنى عامر و بنى سليم واقع شده بود فرود آمدند ، پس از اين حرام بن ملحان را با نامهء پيغمبر نزد عامر بن طفيل فرستادند ، هنگامى كه قاصد نامهء پيغمبر را به عامر داد وى بنامه توجهى نكرد ، و دستور قتل حرام بن ملحان را داد ، موقعى كه خواستند حرام را بكشند وى گفت : اللَّه اكبر به خداوند كعبه به آرزوى خود رسيدم ! .
عامر بن طفيل پس از اينكه حرام بن ملحان را كشت ، خويشاوندان خود را دعوت كرد تا با مسلمين جنگ كنند آنها دعوت او را رد كردند ، و گفتند : ما با ابو براء نقض عهد نخواهيم كرد ، در اين هنگام قبائل بنى سليم مانند « عصيه » و « رعل » و « ذكوان » به علت اينكه حضرت رسول آنها را نفرين كرده بود فرياد كشيدند و به طرف مسلمين هجوم آوردند .
هنگامى كه مسلمانان ديدند كه مشركين تصميم دارند با آنان جنگ كنند ، آنها نيز شمشيرهاى خود را كشيدند و آمادهء كارزار شدند ، در اين جنگ همهء مسلمين كشته شدند و كسى از آنها باقى نماند ، فقط دو نفر از مسلمانها يكى بنام عمرو بن اميهء ضمرى و مردى از انصار كه در بيابان مركبها را ميچراندند از جريان بىخبر بودند