تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اين دو نفر مشاهده كردند پرندگان در اطراف لشكرگاه آنها گردش ميكنند ، و گفتند بايد قضيهء تازه‌اى باشد ، هنگامى كه از بيابان آمدند ديدند تمام آنان در خون خود غوطه ميخورند . مرد انصارى به عمرو گفت : شما چه نظر دارى ؟ عمرو گفت : من خيال ميكنم خدمت حضرت رسول برويم و او را از جريان آگاه كنيم ، انصارى جواب داد : من دلم يارى نميكند از منذر بن عمرو جدا شوم ، اين مرد برگشت و با مشركين جنگ كرد تا كشته شد ، عمرو نيز به مدينه مراجعت كرد و جريان را به پيغمبر گزارش داد . حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از اين جريان سخت ناراحت گرديد و فرمود : من به اين كار راضى نبودم اين پيش آمد در اثر پيشنهاد ابو براء اتفاق افتاد ، هنگامى كه جريان كشتن مسلمين به ابو براء رسيد وى از نقض عهد عامر بن طفيل ناراحت شد و از مصيبت‌هائى كه به اصحاب پيغمبر رسيده بود فوق العاده متأثر گرديد و مشرف بموت شد در اين هنگام ربيعة بن ابو براء در قبيله عامر بن طفيل حاضر شد و او را در ميان خويشاوندانش هدف تير قرار داد تير به ران او رسيد ، عامر گفت : اين به تحريك عموى من ابو براء است ، اگر من مردم خون من براى عمويم خواهد بود ؛ و اگر زنده ماندم تصميم خود را در اين باره خواهم گرفت . ( 1 )

19 - غزوهء بنى نضير :

( 2 ) حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نزد « كعب بن اشرف » رفتند تا از وى قرضى بگيرند ، او ابتداء از پيغمبر احترام نمود و از وى تجليل كرد ، پس از اينكه حضرت با اصحاب خود نشستند ، كعب به بهانهء فراهم كردن طعام و غذا از مجلس بيرون شد ، ولى باطنا در نظر گرفت آن جناب را بقتل برساند . در اين وقت جبرئيل عليه السّلام فرود آمد و پيغمبر را از نيت كعب بن اشرف مطلع ساخت ، حضرت رسول از خانهء كعب بن اشرف بيرون شد ، و طورى وانمود كرد كه براى قضاى حاجتى ميرود ، پيغمبر چون ميدانست اطرافيان كعب اصحاب او را نخواهند كشت لذا به تنهائى راه مدينه را در پيش گرفت .