تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

زيرا كه منار نشانه و محل نورست چنان كه گذشت و غرض آنست كه چنان كه راه را نمى توان يافت الا بنشانه و روشنى ، دين را نيز نمى توان دانست الا باهل البيت و هدايت و متابعت ايشان . چهارم آنكه اهل البيت مثاقيل راجحه فضل و كمالند و اضافت مثاقيل بفضل بمعنى لام مىتواند بود يعنى رجحان فضايل غير ايشان و نسبت بعض آن فضايل ببعض ديگر بايشان معلوم مىشود و بمعنى من نيز مىتواند بود يعنى اهل بيت مثاقيل و مقاديرند از فضل كه رجحان دارند بر غير ايشان . و لفظ مثاقيل استعاره است و وجه شبه آنست كه چنان كه مثقال معيارست كه به او مقدار ذهب و فضه و غير آن معلوم مىشود اهل البيت نيز موازين خلقند كه فضل و كمال و مقدار آن خلق بايشان معلوم مى گردد و چون صلوات باهل البيت فرستاد تنبيه كرد بر سه چيز از اسباب استحقاق ايشان مر صلوات را : اول فضايل نفسانى علوم و ملكات و كمالات خلقيه فاضله چنان كه گفت صلى اللّه عليهم أجمعين صلاة يكون ازاء لفضلهم . دوم اعمال حسنه ظاهره مثل عبادات بدنيه و غير آن چنان كه گفت و مكافاة لعملهم . سيوم طهارت اصل طيب مولد و فرع ايشان چنان كه گفت و كفاء لطيب فرعهم و اصلهم .

هامش
( 1 ) سپه ( ايشان ) ندارد ولى لازم است .
( 2 ) سپه : سيم
( 3 ) آستانه ( بعض ) ندارد .
( 4 ) آستانه ( است ) ندارد يعنى به تقدير يا قرينه بعد حذف شده است .
( 5 ) سپه : اول آنكه ( ولى چون در بقيه صفات آنكه نيامده لزومى ندارد )
( 6 ) سپه : سيم ( مثل موارد ديگر )