متعلق است بمحذوف تقديرش چنين است كه اما قولى قبل الشروع في المطلوب فالحمد للهّ و اما قولى بعد حمد اللّه فانى كنت تا آخر كلام علامه شارح تمام شد . و ظاهر اين سخن دلالت مىكند بر آنكه اما را حمل كرده بر حرف تفصيل و اين خالى از بعدى نيست زيرا كه اما حرف تفصيل است مشروط است به آن كه پيش از آن تفصيل كلام اجمالى مذكور شود چنان كه كسى گويد جاءنى زيد و عمرو اما زيد فاكرمته [ 24 ب ] و اما عمرو فاهننته . و ظاهرست كه در اينجا كلام اجمالى نگذشت و تقدير كردن آن خالى از بعدى نيست لكنه اعلم بما قال . اما سيبويه گفته كه اما حرفيست متضمن معنى شرط و كلامى كه بعد از او مذكور شود در قوة دو جمله است يكى جملهء شرطيه و ديگرى جزائيه و ازين جهت دخول فالازم است جواب او را و جملهء شرطيه محذوف است و جزائيه مذكور و لفظ اما نايب مناب جملهء شرطيه است چنان كه حرف ندا نايب مناب ادعوست و نعم قايم مقام جواب . پس چون كسى گويد اما زيد فمنطلق تقديرش چنين باشد كه مهما يكن من شيء فزيد منطلق ، مهما يكن من شيء را انداختند و اما را نايب مناب او گردانيدند وفا را بر خبر كه منطلق است داخل گردانيدند زيرا كه كراهت داشتند دخول او را در صدر جمله به جهت آنكه موضع او وسط جمله بود . اما زيد فمنطلق شد و در اما بعد حمد اللّه تقدير چنين است كه مهما يكن من شيء بعد حمد اللّه فانى كنت تا آخر مهما يكن من شيء را انداختند چنان كه مذكور شد و اما را بجاى او وضع كردند و در اينجا فا بجاى خود واقع است كه آن صدر جملهء جزائيه است و مهما يكن اسميست متضمن معنى ظرف شرط و يكن فعل مضارع است مجزوم بمهما بقول اصح و يكن در اينجا تامه است نه ناقصه و فاعل يكن مستتر است راجع بمهما مىشود و من بيانيست و شيء بيان مهماست و بعد الحمد ظرف يكى است . سؤال : گفتهاند كه شرط نسبت به جزا سبب است و در اينجا هيچ سببيت ظاهر نيست
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٨
هامش
( 1 ) آستانه : تفصيلى - و در مواردى تفصيل هم خوانده مىشود
( 2 ) سپه : شد
( 3 ) سپه : قوت ( رسم الخط ) يعنى در حكم