تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

كمال است يكى حكمت است يعنى علم به اشياء كما هى . و دوم عفت است يعنى عدل و داد با غير . سيوم شجاعت است و بعضى گفته‌اند كه جميع فضايل نفسانى به اين سه چيز راجع مىشود و مقرر است كه هر چه ضد اين سه چيز است از طرف افراط و تفريط از اخلاق ناپسنديده و صفات رذيله است پس جهل كه ضد حكمتست و ظلم و جور كه ضد عفت است و جبن يعنى بى دلى و ترس كه ضد شجاعت است از رذايل باشد و اهل بصره موصوف بودند بدين صفات زيرا كه متابعت زن و بهيمه از جهل و نادانى بود و محاربه با حضرت امير المؤمنين ع از ظلم و جور بود و گريختن و منهزم گشتن با وجود كثرت و بسيارى ايشان از بد دلى بود پس اخلاق ايشان ناپسنديده بوده باشد . و عهد كم شقاق و عهد و پيمان شما اى اهل بصره مخالفت كردن است . اين وجه پنجم است از وجوه مذمت اهل بصره يعنى عهد و سوگند و بيعت شما را اعتبارى نيست زيرا كه به آن وفا نمى كنيد و فى الحال خلاف آن به ظهور مى رسانيد چنان كه با حضرت امام المتقين و امير المؤمنين و وصى حضرت خاتم النبيين على بن ابى طالب عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات بيعت كرديد و باز آن بيعت را شكستيد . و دينكم نقاق و دين ملت شما اى اهل بصره نفاق ورزيدن است و نفاق آنست كه كسى اسلام و ايمان و محبت [ 107 ب ] ظاهر كند و در باطن ضد آن اظهار كرده باشد . اين وجه ششم است از وجوه مذمت اهل بصره و مراد آنست كه ظاهر اهل بصره مخالف باطن ايشانست و موافق نيست به جهت آنكه اظهار اسلام كرده بودند و با آن حضرت بيعت نموده و بعد از آن خرج كردند و محاربه نمودند كه كفر و ارتداد است . و ماؤكم زعاق و آب

هامش
( 15 ) سپه : سوم
( 16 ) آستانه افتادگى دارد : كه هر چند حكمتست و ظلم و جور
( 17 ) سپه : و جبن كه ترس و بى دلى است
( 18 ) آستانه : به اين
( 19 ) يا : بى دلى
( 1 ) سپه : و فى الحال خلاف آن مى كنيد
( 2 ) آستانه فقط : با حضرت امير المؤمنين
( 3 ) سپه : مخالفت ايشانست
( 4 ) سپه : كرده بودند با آن حضرت و بيعت نمودند