سيما آنهايى كه تابع عايشه بودند و به حرب حضرت امير المؤمنين ع بيرون آمدند با آن كه حرب آن حضرت حرب رسول است و حرب رسول ، حرب خداست و او بارها از حضرت رسول اللّه ص اين معنى را شنيد و فهميد و دانست و مخالفت كرد . و اتباع البهيمة رغا فاجبتم و عقر فهربتم اى اهل بصره شما تابعان چهار پاييد چون آن چهار پا آواز كرد شما او را جواب داديد و چون مجروح شد گريختيد . اين وجه سيوم است از مذمت اهل بصره و مراد از بهيمه آن اشترى است كه عايشه بر آن سوار بود و غرض آنست كه اهل بصره تابع اشتر شدند و ملاحظه آن اشتر مى كردند مادامى كه آن اشتر به حال خود ايستاده بود و عايشه [ 107 آ ] بر پشت آن اشتر سوار بود اهل بصره كه لشكر او بودند مقيم بودند بر اطاعت عايشه و مصر بودند به حرب حضرت امير المؤمنين ع « و امام المتقين و يعصوب الدين طالب كل طالب و غالب كل غالب مظهر العجائب و مظهر الغرائب على بن ابى طالب عليه السلام و افضلها » چون آن اشتر را پى كردند و مجروح گشت و افتاد آن قوم منهزم گشتند پس ايشان اتباع بهيمه بوده باشند و هر كه تابع بهائم باشد حال و مرتبه وى معلوم است كه چه خواهد بود . و اين مذمت اشنع است از مذمت دومين به جهت آنكه متابعت بهائم ادون و اذول است از متابعت زنان و مراد از فرياد خواندن عايشه است مرقوم را به حرب حضرت امير المؤمنين ع در حالتى كه سوار بود بر اشتر . اخلاقكم دقاق خلقهاى شما اى اهل بصره حقير و ضعيف و قبيح است و خلق خوب نداريد « يعنى صفات پسنديده نداريد » . اين وجه چهارم است از مذمت اهل بصره و مراد آنست كه اخلاق پسنديده و اوصاف حميده كه نسبت به نوع انسان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٧٩
هامش
( 1 ) آستانه : امير المؤمنين ع
( 2 ) آستانه : بدانكه
( 3 ) آستانه : رسول ص
( 4 ) آستانه : شنيده و فهميده
( 5 ) سپه : چهار پا باشيد
( 6 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 7 ) سپه : شترست
( 8 ) آستانه : بر آن شتر
( 9 ) سپه : به حال خود بود ايستاده
( 10 ) سپه : وى
( 11 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 12 ) سپه : اشتر - آستانه : شتر
( 13 ) سپه : امير المؤمنين فرستاد
( 14 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد .