كه هر دعوى را گواهى مى بايد و اين ظاهر است كه زبير هرگز نمى تواند اقامت بينه كرد بر آن دعوى كه مىكند زيرا كه توريه و اضمار چيزى در دل از امور باطنه است كسى را بر آن اطلاع نيست مگر علام الغيوب را پس هرگز اقامت شاهد بر آن دعوى ممكن نباشد ، و الا فليدخل فيما خرج منه و اگر اقامت حجت نكند بر آن دعوى بايد كه داخل شود در آنچه بيرون آمد از آن يعنى ملتزم بيعت گردد .
خطبه 9 و من كلام له ع
قص - و قد ارعدوا و ابرقوا
ج - اين كلام مذمت و تشنيع [ 103 ب ] طلحه و زبير و اتباع ايشانست و مراد از ارعاد و ابراق تهديد و وعيد ايشانست يعنى به درستى كه طلحه و زبير و اتباع ايشان همچو رعد غريدند و مثل برق از جاى خود جستند و تهديد و وعيد نمودند به حرب حضرت امير المؤمنين ع . و مع هذين الامرين الفشل و اين هر دو كار دليل است بر ترس و بى قوتى و عدم شجاعت زيرا كه تهديد و وعيد و عربده و غوغا بيش از ايقاع حرب علامت ترس و عجز است و سكوت و خاموشى پيش از جنگ دليل شجاعت است چنان كه حضرت امير المؤمنين ع به جهت تعليم حرب به اصحاب خود فرمود كه « و اميتوا اصواتكم فانه اطرد للفشل » يعنى بميرانيد آواز خود را زيرا كه بد دلى و عجز را دور مى گرداند از شما . آوردهاند كه شخصى ابو طاهر نام مى خواست كه با مقتدر باللهّ عباسى جنگ كند و لشكر ابو طاهر هزار و پانصد سوار بود و آن عباسى را لشكر هشت هزار چون هر دو لشكر نزديك هم رسيدند و غوغا و فرياد و عربده از لشكر عباسى به سمع ابو طاهر رسيد گفت اين عباسى ترسيد و عجز بر وى غالب گشت پس چون جنگ كردند عباسى منهزم گشت . و لسنا نرعد حتى نوقع و لا نسيل حتى نمطر و رعد ما و سيل ما بى باران نيست يعنى اقوال ما مقرون به افعالست و قول ما بى فعل نمى باشد چنان كه سيل بى باران نمى باشد زيرا كه فضيلت قول آنست