خواهم كرد كه كسى از لشكر ايشان از آن جنگ نجات نيابد الا اندكى و آن كس كه نجات يابد ديگر هرگز او را ميل حرب نشود .
خطبه 11 قس - و من كلام له ع لابنه محمد بن الحنيفه رضوان الله عليه لما اعطاه الراية يوم الجمل اين كلامى است كه حضرت امير المؤمنين ع به پسر خود محمد الحنيفه رضوان اللّه عليه گفته روز جنگ جمل وقتى كه حضرت ع علم را بدست محمد داد . بدان كه اين كلام مشتمل است بر بعضى آداب و رسوم قتال و جدال و تعليم كيفيت محاربه و مقاتله و درين كلام هفت اشارتست يكى نهى و شش امر .
قص - تزول الجبال و لا تزل
ج - كوه از جاى خود زايل گردد و تو از جاى خود زايل مشو . اين نهى است و غرض تاكيد و مبالغه است در ثبات و عدم [ 104 ب ] تزلزل يعنى بالفرض و التقدير اگر كوه از جاى خود بجنبد و بجاى ديگر رود بايد كه تو از جاى خود حركت نكنى يعنى چنان كه جنبيدن كوه و از جاى بجاى ديگر رفتن وى ممكن نيست عادة مى بايد كه حركت و انتقال كردن تو نيز ممكن نباشد زيرا كه انتقال و جنبش در جنگ از جاى بجاى ديگر دليل اضطرابست خصوصا نسبت به كسى كه علم در دست وى باشد و اضطراب دليل ترس و ضعف است و اين مستلزم دليرى و قوت دشمن و نا اميدى و سستى لشكر است . و عض على ناجذك اين امر اول است يعنى دندانهاى خود را بهم محكم بگير و زور كن و بيفشر . گفتهاند درين دو حكمت است :