تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

خواهم كرد كه كسى از لشكر ايشان از آن جنگ نجات نيابد الا اندكى و آن كس كه نجات يابد ديگر هرگز او را ميل حرب نشود .

خطبه 11 قس - و من كلام له ع لابنه محمد بن الحنيفه رضوان الله عليه لما اعطاه الراية يوم الجمل اين كلامى است كه حضرت امير المؤمنين ع به پسر خود محمد الحنيفه رضوان اللّه عليه گفته روز جنگ جمل وقتى كه حضرت ع علم را بدست محمد داد . بدان كه اين كلام مشتمل است بر بعضى آداب و رسوم قتال و جدال و تعليم كيفيت محاربه و مقاتله و درين كلام هفت اشارتست يكى نهى و شش امر .

قص - تزول الجبال و لا تزل

ج - كوه از جاى خود زايل گردد و تو از جاى خود زايل مشو . اين نهى است و غرض تاكيد و مبالغه است در ثبات و عدم [ 104 ب ] تزلزل يعنى بالفرض و التقدير اگر كوه از جاى خود بجنبد و بجاى ديگر رود بايد كه تو از جاى خود حركت نكنى يعنى چنان كه جنبيدن كوه و از جاى بجاى ديگر رفتن وى ممكن نيست عادة مى بايد كه حركت و انتقال كردن تو نيز ممكن نباشد زيرا كه انتقال و جنبش در جنگ از جاى بجاى ديگر دليل اضطرابست خصوصا نسبت به كسى كه علم در دست وى باشد و اضطراب دليل ترس و ضعف است و اين مستلزم دليرى و قوت دشمن و نا اميدى و سستى لشكر است . و عض على ناجذك اين امر اول است يعنى دندانهاى خود را بهم محكم بگير و زور كن و بيفشر . گفته‌اند درين دو حكمت است :

هامش
( 5 ) سپه : ديگر هرگز ميل او بحرب نشود
( 6 ) عبده وش 295 ( رضوان اللهّ عليه ) را ندارد .
( 7 ) سپه : به پسر خود حضرت محمد بن الحنفيه رضوان اللهّ عليه گفت روزى جنگ جمل
( 8 ) سپه : آن حضرت
( 1 ) آستانه ( و نا اميدى ) را ندارد .
( 2 ) عبده وش 295 ( و ) ندارد : عض
( 3 ) سپه : بگيرد