تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

اول آنكه آدمى را در محل حرب خوفى و دهشتى و ترسى غالب مىشود و گاه باشد كه رعده و لرزه بر اعضاى وى مستولى شود اين مستلزم شكست لشكر است و چون دندانها را بهم محكم بيفشرد آن لرزه و رعده از وى برود چنان كه اين معنى مشاهده مىشود در حالت سرما زيرا كه چون سرما بر كسى غالب گردد و لرزه در وى پيدا شود بعضى از اعضاى وى بلرزد و چون دندانها را بهم بيفشرد « و زور كند آن لرزه از وى برود . حكمت دوم آنكه گفته‌اند چون دندانها را بهم بيفشرد » در محل جنگ قوت جمع شود و سر و دماغ از آن قوت متصلب و سخت گردد پس اگر ضربى يا قرعى بر سر آن كس واقع آيد تاثير چندان نكند به جهت تصلب سر و دماغ چنان كه حضرت ع در جاى ديگر فرمود [ و ] بعد از اين مذكور خواهد شد . و بعضى گفته‌اند كه مراد از فشردن دندان بهم توطين نفس است بر حرب و تشدد در محاربه . اعر اللّه جمجمتك اين امر دوم است يعنى سر خود را به حق سبحانه و تعالى بسپر و بر سبيل عارية و امانت به حضرت وى گذار زيرا كه هر چه به حق سبحانه و تعالى بر سبيل امانت گذارند حق سبحانه و تعالى آن را به صحت و سلامت نگاه خواهد داشت و باز به صاحبش همچنان رد خواهد كرد . بعضى شارحان گفته‌اند كه در اين سخن اشارت بود به آنكه حضرت محمد الحنفيه در آن جنگ كشته نخواهد شد و به صحت و سلامت از آن جنگ بيرون خواهد آمد و اين مستلزم ثبات و تمكن و قوت [ 105 آ ] دل وى بود . و تدفى الارض قدمك اين امر سيوم است يعنى همچو ميخ بدوز

هامش
( 4 ) سپه : گردد
( 5 ) سپه ( محكم ) را ندارد .
( 6 ) آستانه ( آن ) را ندارد .
( 7 ) سپه : و بعضى
( 8 ) آستانه عبارت داخل گيومه را ندارد .
( 9 ) آستانه : ضرب
( 10 ) سپه : تاثيرى چندانى
( 11 ) سپه : چنان كه در كلام حضرت ( ع ) در جاى ديگر بعد ازين مذكور خواهد شد
( 12 ) در نسخه آستانه عبارت افتادگى دارد : بسپر و بر سبيل امانت گذارند حق سبحانه و تعالى آن را صحت
( 13 ) سپه : محمد بن الحنفيه
( 14 ) آستانه ( جنگ ) را ندارد .
( 15 ) عبده وش 295 ( و ) ندارد در سپه نيز خط زده‌اند .
( 16 ) سپه : سيم ( رسم الخط )