تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

قص - ايها الناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاة ج - مى فرمايد كه اى مردمان بگذريد از موجهاى درياى فتنه به كشتيهاى خلاصى . يعنى فتنه مكنيد و در فتنه داخل مشويد « و اگر در فتنه‌اى از فتنها واقع شويد » توسل كنيد بهر چيزى كه وسيله خلاصى باشد مثل مهادنه و صلح و صبر و مانند آن و خود را از آن فتنه خلاص كنيد [ 99 آ ] . و عرجوا عن طريق المنافرة و از راهى كه مودى به منافرت و كدورت و فتنه شود باز گرديد و به راهى در آئيد كه موجب سلامتى و سكون فتنه باشد . وضعوا تيجان المفاخرة و بنهيد تا جهاى مفاخرت و خودپسندى را از سر زيرا كه فخر كردن بر يكديگر موجب كينه و فتنه است . افلح من نهض بجناح او استسلم فأراح فيروز شد آن كس كه به بال و پرى پريد يا ساكن گشت و خود را از مشقت رهانيد . اشارتست به آنكه آنچه عباس و ابو سفيان مرا به آن دلالت مى كنند مصلحت نيست بلكه مصلحت آنست كه اگر مرا لشكر باشد و جمعى به من بيعت كنند و مرا اعوان و انصار باشند جنك كنم و اگر نه ترك جنك كنم و چون قوم روى از من گردانيدند مرا متابعت نمى كنند و نصرت من نمى نمايند پس محاربه مصلحت نيست ماء آجن و لقمة يغص بها آكلها خلافت درين وقت مثل آبى است كه طعم وى متغير و فاسد شده باشد و مانند لقمه‌اى است كه در حلق كسى چسبيده و از خوردن آن كسى را تشويش و الم رسد پس طلب آن نبايد كرد درين وقت زيرا كه موجب فتنه و آشوب و مقتضى قتال و جدال است و با وجود اين فايده كه آن رونق دادن دين و ترويج شرع مبين و هدايت خلق است حاصل نمى شود . و مجتنى الشمرة لغير وقت ايناعها كالزراع به غير ارضه و كسى كه ميوه را نارسيده

هامش
( 3 ) سپه : قس
( 4 ) سپه : بگذاريد ( در نسخه آستانه هم بگذاريد بوده بعد تراشيده‌اند )
( 5 ) سپه : نكنيد
( 6 ) آستانه عبارت را ندارد .
( 7 ) ش 295 : و افلح
( 8 ) سپه : فيروز آن كسى
( 9 ) عبده : هذا ماء آجن
( 10 ) عبده وش 295 : كالزارع
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 261 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى