تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

و هر چه در عالم واقعست از خير و شر همه ازين دو خداست . و مى گويند كه بعد از مدت مديد و عهد بعيد در ميان اين دو خدا محاربهء عظيم واقع شد ملايكه در ميان ايشان در آمدند و مصالحه كردند برين وجه كه عالم سفلى كه عالم عناصر است از آن خداى باشد كه فاعل شر است مدت هفت هزار سال و اين طايفه را ثنويه نيز خوانند . و اما آن قسم ديگر كه منسوب شريعتى نيستند و ايشان را كتابى نيست بعضى از ايشان دهريه بودند و ايشان وجود خالق و بعث و نشور و نبوت شريعت و توابع و لواحق آن را همه منكرند و مى گويند كه وجود و حيات به طبيعت است و فنابه دهر يعنى زمانه چنان كه حق سبحانه و تعالى در قرآن از ايشان خبر داده و فرموده كه : وَ قالُوا ما هِيَ إِلّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ يعنى گفته‌اند آن كافران كه نيست اين زندگانى بالاتر از زندگانى ما الا زندگانى دنيا [ زندگانى ] مى كنيم در اين دنيا و هلاك نمى كند ما را الا زمانه . و اين طايفه را معطله نيز خوانند و بعضى مقرند به وجود خالق اما بعث و اعاده را منكرند چنان كه [ 71 ب ] حق سبحانه و تعالى در قرآن از ايشان حكايت كرد و فرمود كه : وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ

هامش
( 16 ) رسم الخط - يا : محاربه‌اى
( 17 ) تصحيح قياسى - آستانه ، تنويه - سپه : توريه ( و در بالاى همين كلمه : تنزيه )
( 18 ) سپه : بشريعتى
( 19 ) آستانه : وقايع
( 20 ) آستانه : حيوت ( رسم الخط )
( 21 ) سپه : حق تعالى
( 21 ) سپه : حق تعالى
( 2 ) سپه : نيست اين زندگانى ما الا زندگانى زيبا و پس مى ميريم و زندگانى مى كنيم در اين دنيا
( 3 ) آستانه ( و ) ندارد ولى لازم است
( 4 ) سپه : حق تعالى
( 5 ) سپه : كرده و فرموده