تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

خلَقْهَُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ يعنى از براى ما كه خداونديم مثل زد آن كافر و آفرينش خود را فراموش كرد ، چنين گفت آن كافر كه كى زنده خواهد كرد استخوانهاى پوسيده ريزنده را بگو تو اى محمد كه زنده خواهد كرد اين استخوانها را آن كس كه آفريد آن را اول بار و آن كس به همه چيزها داناست . و صنفى از ايشان مقر بودند به خالق و اعاده را نيز قبول داشتند اما بت مى پرستيدند و مى گفتند كه اين بتها ما را شفاعت خواهند كرد نزد خداى تعالى چنان كه خداى تعالى مى فرمايد كه : وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا يعنى خداى تعالى را گذاشتند و چيزى را مى پرستيدند كه منفعتى و مضرتى بايشان نمى تواند رسانيد و مى گويند كه اينها كه ما ايشان را مى پرستيم شفيعان مااند . و ازين قبيل بودند قبيله ثقيف در طائف و بت ايشان را لات مى ناميدند و ازين قبيل بودند قريش و بنى كنانه و غير ايشان از مشركان مكه و بت ايشان را عزى مى گفتند و بعضى از بت پرستان بت خود را به صورت ملائكه مى ساختند به گمان خود به آن بتان توسل به ملائكه مى كردند . و صنفى ملائكه را مى پرستيدند و بعضى جن را عبادت مى كردند و بعضى از پى علم انساب و تواريخ رفتند و آن را دين و شعار خود ساختند و فرقه‌اى علم تعبير مقامات مى ورزيدند . و بعضى علم كهانت و قيافت را معتقد بودند و آن را دين خود مى ساختند و علم كهانت آنست كه كسى تسخير

هامش
( 6 ) آيهء 78 و 79 سورهء يس - نسخه آستانه آيهء 78 را ندارد ولى چون هر دو آيهء معنى شده است بايد باشد .
( 7 ) سپه : كه خدائيم مثلى زد
( 8 ) آستانه : ريز شده
( 9 ) سپه : آن
( 10 ) سپه ( و ) ندارد ولى لازم است .
( 11 ) نيمه اول آيهء 18 سورهء يونس - در نسخه‌ها : ما لا ينفعهم و لا يضرهم
( 12 ) سپه : بايشان رسانيد
( 13 ) سپه : كه ايشان شفيعان اند ( فقط )
( 14 ) سپه : مى گفتند
( 15 ) سپه : و ازين قبيله بودند قريش و بنى كفائه
( 16 ) آستانه : كلمه ( بت ) را ندارد .
( 17 ) سپه : در پى . . . . مى رفتند
( 18 ) سپه : و آن را شعار خود مى ساختند
( 19 ) آستانه كلمه ( كسى ) را ندارد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 185 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى