بر قسمتى از فصل خود حمل گردد . يا فصليكه بر نوع خود حمل شده بود از قسمتى از نوع ديگر سلب شود ( 637 ) .
3 - بحسب جهت دو چيز شرط است : يكى آنكه يا صغرى بايستى دائمه باشد ( 639 ) و يا كبرى از موجهاتى باشد كه سالبهء آنها قابل انعكاس است . مانند دو دائمه . و دو مشروطه . و دو عرفيه ( 640 ) و اگر هردو امريكه ذكر شد منتفى گردند . هرآينه صغرى غيرضروريه و غيردائمه خواهد بود . و آنها سيزده قضيه هستند كه مشروطهء خاصه و وقتيه اخص از همه است ( 642 ) .
و كبرى از نه قسمى خواهد بود كه سالبهء آنها عكس ندارد ( 644 ) و اخص آنها وقتيهء خاصه است ( 645 ) .
و حال آنكه اختلاط صغرائيكه يكى از دو خاصه باشد با كبراى وقتيهء خاصه بدليل اختلاف غيرمنتج است ( 647 ) .
دومين شرط بحسب جهت آنست كه ممكنه بايستى با ضروريه و يا با كبراى مشروطه باشد ( 641 و 648 ) .
بنابر آنچه گفته شد ضروب اين شكل نيز چهار است . زيرا هشت ضرب از ضروب شانزدهگانه محتمله بحسب شرط اول بيرون ميرود .
و چهار ضرب بواسطهء شرط دوم ( 651 و 657 ) .
( ضرب اول ) از دو قضيهء كليهاى است كه صغرى موجبه و كبرى سالبه باشد ( 652 ) .
( ضرب دوم ) از همان دو كليه است كه به عكس ضرب اول باشد .
و نتيجهء اين دو ضرب سالبهء كليه است ( 653 ) .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٧٦