از جهت كموكيف است ( 605 ) به اين جهت ضرب اول كه از دو موجبهء كليه است ، موجبهء كليه را نتيجه ميدهد ( 606 ) .
ضرب دوم : از دو كليه است و كبرى سالبه مىباشد . نتيجهاش سالبهء كليه است ( 607 ) .
ضرب سوم : از دو موجبه و صغرى جزئيه است . نتيجهاش موجبهء جزئيه است ( 608 ) .
چهارم : كه از صغراى موجبهء جزئيه و كبراى سالبهء كليه تركيب شده است نتيجهاش سالبهء جزئيه است ( 609 ) .
لمعهء ( 4 ) شروط شكل دوم :
1 - بحسب كيف بايستى دو مقدمه اختلاف داشته باشد ( 630 ) و گرنه اختلاف نتيجه لازم مىآيد كه موجب عقيم بودن شكل است ( 633 ) .
2 - بحسب كميّت كبرى بايستى كلى باشد ( 631 ) و الا جايز خواهد بود كه طرفين ( يعنى موضوع و محمول نتيجه ) يكبار با يكديگر توافق ( تصادق ) داشته باشند ( 635 ) همچنانيكه هرگاه يكى از دو نوع از ديگرى سلب گردد و بر بعضى از جنس مشترك بين آن دو نوع حمل شود ( 636 ) يا آنكه يكى از فصلها بر نوع خود حمل شود و از قسمتى از جنس خود سلب گردد .
بار ديگر جايز است طرفين با يكديگر تباين داشته باشند :
همچنانكه هرگاه همان نوعيكه از نوع ديگر سلب شده بود