كسى كه داراى قريحه باشد استخراج احكام قضاياى موجبه در باب عكوس و مثالهايش بر او مشكل نيست ( 518 - 521 ) و قاعدهء اشراقيه آنچنانيكه اشاره نموديم ( 524 - 520 ) از شماره نمودن اصناف بسيار بىنياز مىكند .
( اشراق پنجم ) * ( در تركيب دوم است - 528 ) *
لمعهء ( 1 ) مهمترين حجّتها ( 530 )
قياس است ( 533 ) .
قياس گفتارى است كه از قضايائى فراهم آمده باشد و از جهت صورت گفتار ديگرى لازمش بوده باشد ( 534 ) .
بنابراين درستى قياس صحّت موادش را كه قضايا ميباشند لازم ندارد ( 537 ) بلكه تسليم شدن به آن قضايا را ميخواهد ( 542 ) .
قيد لزوم ، استقراء و تمثيل ( 543 ) را خارج مىكند و قياس مساوات از جملهء قياسهاى مركب است ( 544 ) و احتياجى بقيد ديگرى نيست تا آن را خارج نمايد ( 545 ) .
زيرا قيد وحدت در صادق بودن معرّف موردنظر است ( 546 ) .
قضيّهايكه جزء قياس قرار ميگيرد مقدّمه ( 554 ) و اجزاء مقدّمه بعد از تحليل حدود ناميده ميشوند ( 555 ) .
قياس اگر بر يكى از دو جزء كه مادهء مطلوب است نه صورت