سالبههاى دو دائمه بدائمه منعكس ميشوند ( 497 ) و عكس دو عامّه عرفيه عامه ( 498 ) و عكس دو خاصه عرفيهء خاصهء غيردائم در بعض است ( 499 ) .
اثبات همگى آنچنانيستكه گفتيم : نقيض عكسرا با اصل ضميمه ميكنيم محال كه سلب شىء از نفس است نتيجه ميدهد ( 500 ) .
دو ممكنه در حال ايجاب بنا بمذهب منصور ( 505 ) عكس ندارند ( 504 ) .
زيرا مفهوم اصل در دو ممكنه اين است : هر چيزى كه فعلا جيم باشد بطور امكان ب است . و مفهوم عكس اين مىشود كه هرچيزى فعلا ب باشد بطور امكان ج است . در صورتى كه جايز است چيزى كه بطور امكان ب باشد فعلا ب نگردد و از قوه بسوى فعليّت اصلا بيرون نرود ( 507 ) بدينجهت عكس صادق نباشد .
اما بنا برأى فارابى دو ممكنه بممكنه منعكس ميشوند ( 509 ) .
دو قضيّه ممكنه و باقيها در حال سالبه بودن عكس ندارند زيرا نقيض عكسها در بعض از مواد صادق است ( 514 ) .
لمعهء ( 7 ) عكس نقيض تبديل نقيض دو طرف قضيه است بطوريكه صدق و كيف باقى بماند ( 516 )
.
حكم قضاياى موجبه در يكى از دو قسم ( عكس نقيض و عكس مستوى ) . عكس حكم سالبهها در قسم ديگر است . و به عكس ( 517 ) و دليل و نقض در هردو مورد يكى مىباشد ( 519 ) .