تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
دارد و بنا به تفسير دوم شامل همهء اقسام برهان مىشود . ( 1091 ) در اين قسم از مغالطه ماده و صورت قياس صحيح است و قياس نتيجه‌بخش مىباشد لكن نتيجهء حقيقى غير از آن است كه در ظاهر تصور شده ، بخلاف مصادره كه از اصل منتج نيست .

مواردى كه غيرعلت به علت مشتبه مىشود

( 1092 ) چيزهائى كه علت واقعى براى وجود چيزى نيستند و علت تصور ميشوند ، يا علت تصديق به حكم نميباشند و به جاى علت به كار ميروند بسيارند ، و در حكمت الاشراق بسيارى از آنها ذكر شده است و چند مورديرا از آنجا نقل ميكنيم .

1 - دو صفت كه در يك موصوف جمع شده‌اند يكى را علت ديگرى بدانند در صورتى كه هيچيك علت ديگرى نباشد

( 1093 ) گاهى دو لازم كه در يك موضوع جمع شده‌اند يكى از آنها علت ديگرى تصور مىشود ، يا آنكه هردو يك چيز به نظر ميآيند و يا يكى از آنها كه علت حكم نيست بجاى لازم ديگرى كه علت حكم است قرار داده مىشود ؛ در صورتى كه مصاحبت آنها امرى اتفاقى بوده و هيچيك علت وجود ديگرى نميباشد ، مانند خنده و نويسندگى كه در انسان بطور اتفاق جمع شده‌اند و بين آنها ملازمهء حقيقى نيست ، زيرا عقل در انفكاك آنها از يكديگر محال نمىيابد ، بنابراين هرگاه گفته شود ، كه انسان خندان است ، و هرخندانى نويسنده است ، و نتيجه حاصل گردد ، كه انسان نويسنده است ، غيرعلت بجاى علت قرار داده شده است .