تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
مطالب خود گفته است : مطلب ما هو و لم هو نسبت به قسمى از موجودات يكى هستند كه مبدأ وجود و غايت آنها يكى باشد و ماهيتشان از وجود فاعلشان جدا نباشد مانند مفارقات و ابداعيات « 1 » لكن در مركبات جسمانى و كائنات فاسدات اين قضيه صادق نيست زيرا ماهيتشان از فاعل و غايت آنها جدا مىباشد ، مقصود او از چيزهائى كه ماهيتشان با فاعل و غايت يكى است آنست كه ماهيت نداشته و وجود صرف باشند و اين مطلب مطابق با ذوق اشراق است كه گفته‌اند : نفس و آنچه بالاتر از نفس است وجود صرف خالص و عارى از ماهيت هستند يعنى حيثيت ذات آنها عين وجود است زيرا وجوب بواسطه قرب با ذات واجب بر جنبهء امكانىشان غلبه يافته است . سابقا گذشت ( در شماره 126 / 2 ) كه دو نوع از موجودات عارى از ماهيت هستند ، يكى مجردات تامه كه بواسطهء كمال وجود بدون ماهيتند ، و ديگرى مركبات غيرتامه كه بواسطه نقص وجود فاقد ماهيت ميباشند ، به اينجهت در اين دو قسم علت ذاتى مرتبهء كامل وجود و حد معرف آنها مىباشد ، و ذوات الماهيات كه متوسط بين اين دو حداند از اين حكم خارجند بنابراين مشاركت حد و برهان در مورد آنها صادق نيست اين تفسير بنا بر آنست كه مقصود از لم ثبوتى يعنى علت خارجى وجود شيىء و مقصود از حد خصوص حد ذاتى باشد . ( 1012 / 2 ) لكن ما ميتوانيم بطريق ديگرى وحدت مطلب ما هو و لم هو يا مشاركت حد و برهان را بهمه‌جا تعميم داده و در همهء
هامش
( 1 ) تعليقات حكمت الاشراق ص 135