تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
الساقين چيست به او پاسخ ميدهند : سطحى است كه دو خط متساوى و يك خط غيرمعين بر آن احاطه نموده است . ( 1002 / 2 ) پرسش وقتى اسمى است كه پرسش‌كننده از وجود آن چيز بىخبر باشد و اگر بعد از اطلاع از وجود چيزى از معنى آن بپرسد پرسش حقيقى خواهد بود ( پرسش اسمى و اقسام آن ضمن شماره ( 71 / 2 ) توضيح داده شده است ) ( 1003 ) ( دوم ) پرسش حقيقى چنانچه گفته شد وقتى حاصل مىشود كه از وجود چيزى اطلاع حاصل است و پرسش‌كننده ميخواهد معرفت تفصيلى نسبت به حقيقت و ذات آن چيز پيدا كند ، زيرا تا چيزى وجود نداشته باشد ذات و حقيقت ندارد ، مانند همان مثال گذشته در وقتى كه دانسته است فلان زمين يا فلان جسم مثلث است و مىپرسد مثلث متساوى الساقين چيست ، بنابراين يك سئوال نسبت بيك نفر سئوال اسمى و نسبت به ديگرى سئوال حقيقى مىباشد ؛ و گاهى براى يك نفر در يك زمان اسمى و در وقت ديگرى حقيقى است ، و پرسش حقيقى شامل پرسش حدى و رسمى هردو مىشود . ( 1004 ) پرسش اسمى قسم ديگريهم دارد كه پرسش لفظى مىباشد و آن در وقتى است كه معادل لفظى را در همين لغت يا در لغت ديگر ميطلبند ؛ مثل كسى كه ميپرسد شجر چيست و معادل اين لفظ را در لغت فارسى يا لفظ ديگر ميخواهد به او ميگويند درخت است .

دوم - پرسش به آيا هست « هل »

( 1005 ) پرسش به هل نيز بر دو قسم است : پرسش از وجود