( 988 ) دليل كه قسم دوم از برهان است با برهان لمى در هرسه حد شريك ميباشند ، زيرا اصغر در هردو برهان يكى است و حد أوسط و اكبر در دو قياس به حساب وضع اختلاف دارند ، و حد أوسط برهان لمى حد اكبر دليل است بنابراين هرگاه اوسط برهان لمى را بدل به اكبر كنند برهان لمى بدل به دليل مىشود كه يكى از دو قسم برهان انّى است .
( 989 ) تبديل اوسط به اكبر و اشتراك حدود بطوريكه ذكر شد اختصاص بدليل دارد و قسم دوم از برهان انّى با برهان لمى در همهء حدود شركت ندارند زيرا علت خارجى كه در مثال گذشته آتش است در قسم سوم ذكر نشده و حال آنكه در دو قسم اول علت از جملهء حدود قياس است بنابراين تغيير وضع حدود در آن ممكن نيست و لمّى تبديل به اين قسم از برهان انّى نميشود و اين قسم نيز به برهان لمّى مبدّل نميگردد .
از توضيحاتيكه درباره هريك از اقسام سهگانهء برهان داده شد دانسته مىشود كه برهان انّى مانند لمّى متكى بر علاقهء عليت است ، زيرا اگر بين دو چيز علاقه عليت وجود نداشته باشد لزوم ضرورتى يافت نميشود و انفكاك يكى از ديگرى محال نخواهد بود و در اين صورت وجود هيچيك دليل بر وجود ديگرى نخواهد بود زيرا مصاحبه آنها در اين حال اتفاقى مىباشد و در دليل « انّ » بطورى كه ذكر شد تلازم مقتضاى علتى است كه هردو معلول را ايجاب و ايجاد مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) تعليقات مصنف بر شرح حكمت الاشراق ص 146 .