انّى فى الجمله بوجود علت علم حاصل ميگردد ، ليكن خصوصيت و ماهيت علت تعيين نميشود .
برهان انّى بر دو قسم است :
( 986 ) اول آنكه واسطهء حكم كه در ذهن علت اثبات اكبر براى اصغر است بر خلاف برهان لم در خارج معلول ثبوت اكبر براى اصغر باشد ، در اين قياس وجود علت از معلول ثابت مىشود و آن را « دليل » مينامند ، مثال ، ميگوئيم : خاكستر موجود است و هرگاه خاكسترى يافت شود آتشى وجود داشته ، نتيجه ميدهد كه در اينجا آتشى وجود داشته است .
( 987 ) ( دوم ) آنكه هيچيك از اوسط و حكم معلول ديگرى نباشد بلكه هردو معلول امر سومى باشند ، در اين قياس يكى از دو معلول از وجود معلول ديگر ثابت شده و هردو معلول در يك علت شريك هستند ، اين قسم از برهان اسم مخصوصى ندارد و فقط بعنوان برهان « انّ » نام برده مىشود ، دو قسم اول به انتاج نزديكترند زيرا علت و معلول لازم يكديگرند باينجهت از وجود يكى از دو لازم لازم ديگر ثابت شده است بخلاف قسم سوم كه دو معلول لازم لازم يكديگرند و با يك واسطه بينشان ملازمه بوجود آمده است مثال : از خانه دود برمىآيد ؛ و در هرجا دود موجود باشد گرمى وجود دارد نتيجه ميدهد كه در خانه گرمى موجود است در اين مثال دود و گرمى هيچيك معلول ديگرى نيستند و علت وجود هردو آتش است كه واسطهء پيدايش ملازمه بين آنها مىباشد .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 625
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٦٢٥