موجهات ضروريه باشد ، زيرا ضرورت صدق از موجهات ضروريه اعم است و ضروريات صادقه شامل قضاياى ممكنه نيز مىشود ، مثلا انسان بطور امكان نويسنده است ، و اين قضيه ممكنهء ضرورى الصدق هست لكن از موجهات ضروريه نيست .
( 975 ) ارسطو گفته است مقدمات برهان مانند نتيجهاش بايستى ضرورى باشد ، بعضى معنى گفتارش را نفهميده و ضرورت صدق را با موجهات ضروريه اشتباه كرده و گفتهاند : مقدمات برهان بايستى از موجهات ضروريه باشد « 1 »
( 976 ) به همين جهت ملاك تقسيم صناعاترا نيز ضرورت و عدم ضرورت گرفته و گفتهاند : برهان از ضروريات و جدل از ممكنات اكثريه ( مشهوره ) و خطابه از ممكنات متساويه و شعر از ممتنعات است ، و مغالطه از ممكنات اقليه است كه اگر نسبت به آنها ادعاء اكثريت شود مبادى مشاغبه مىباشد و اگر ادعاء وجوب گردد مبادى سفسطه خواهد بود « 2 »
( 977 ) مدتها بر اين عقيده بودند كه مبادى برهان بايستى قضاياى ضروريه باشد و بعدها توجه يافتند كه در بيشتر علوم برهان از قضاياى فعليه و ممكنه تشكيل مىشود ، باينجهت از گفتار اول عدول كرده و گفتند مقدمات برهان بايستى ضرورى يا از ممكنات اكثريه باشد شيخ ابو على در كتاب شفا و اشارات اين عقيده را رد كرده و گفته
هامش
( 1 ) تعليقات مصنف بر شرح حكمت الاشراق ص 118 و شرح منطق اشارات ص 294 .
( 2 ) تعليقات مصنف بر شرح حكمت الاشراق ص 119 و شرح منطق اشارات ص 290 .