و اگر مقصود وجود اجزاء غيرمتناهى ، بالفعل باشد قضيه باطل و غلط است « 1 » .
محمول بالفعل نيز گاهى با ما بالقوه مشتبه ميگردد ، مثل آنكه گفته شود : هيچ مردى نميتواند سخن بگويد زيرا زبان نگشوده است اگر چنين قصد شده باشد كه هرمردى در زمانهاى گذشته كه نوزاد بوده زبان نگشوده است صحيح و فعلا دروغ و باطل است .
4 - اهمال اعتبارات ذهنى
( 948 ) يكى از موارد اشتباه و سوءاعتبار حمل مشتبه شدن احكام ذهنى به احكام خارجى مىباشد ، اين اشتباه از طرف قوه واهمه است كه محمولات عقلى را بمحمولات و اعراض خارجى مخلوط مينمايد و به اين جهت قطب الدين در شرح حكمت الاشراق قضاياى وهميه را جزء مشبهات معنوى شمرده است « 2 » مثلا گفتهاند انسان كلى يا نوع است از اين جمله چنين تصور مىشود كه انسان خارجى همچنانكه موصوف به جسميت است كلى يا نوع است در صورتى كه اين امور احكام ذهنى و عقلى هستند ، يا وقتى ميگويند ماهيت نه موجود و نه معدوم است از اين قضيه بعضى استفاده كردهاند كه در خارج نيز حالت سومى يافت مىشود كه متوسط بين وجود و عدم است به اين جهت گفتهاند ماهيت در حالى كه خالى از هرگونه وجودى است داراى تقرر خارجى و غير معدوم است .
مثال ديگر گفتهاند اگر موجودات متصف به امكان يا ضرورت
هامش
( 1 ) شرح حكمت الاشراق ص 149 .
( 2 ) همان كتاب ص 136 .