مكلف است صفت او را بجاى موضوع ذكر كرده و بگويد : هر خندانى مكلف است ، يا ملاحظه نمايد كه نويسندگان انسانند و بعضى از نويسندگان سفيدپوستند و بجاى محمول قضيه كه انسان است صفت او را بگذارند و بجاى آنكه بگويند هرنويسندهاى انسان است گفته شود كه هرنويسندهاى سفيدپوست است .
2 - مورد ديگر جائى است كه جزء را بجاى كل يا كل را بجاى جزء گذارند ، مثل آنكه دست كسى را ديده و بگويد او را ديدم .
چهارم - سوءاعتبار حمل
( 942 ) معنى سوءاعتبار حمل آن است كه موضوع واقعى قضيهايرا ذكر كنند ليكن قيد يا جزئى از آن را حذف نمايند يا چيزى بر آن بيفزايند . سوءاعتبار حمل موارد بيشمارى دارد و از جمله چند مورد را مصنف كتاب ما نامبرده است :
( 943 ) 1 - آنكه سلب جهت را بجاى جهت مسلوب به كار برند معنى سلب جهت ، رفع خود جهت و اثبات نقيض جهت است و منافاتى با صدق يا كذب اصل قضيه ندارد ، و معنى جهت مسلوب اثبات همان جهت معين براى مسلوب قضيه است يعنى اصل قضيه رفع و نقيض قضيه اثبات شده است با حفظ همان جهت معين براى طرف مسلوب . سلب جهت در صورتى از قضيه فهميده مىشود كه سلب را بر جهت مقدم بدارند و جهت مسلوب وقتى است كه جهت را قبل از سلب بياورند ، مثلا هرگاه جهت قضيه ضرورت باشد و گفته شود : « چنين نيست كه البته
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٦٠٢