مشتبه شدن حروف نقطهدار با بىنقطه ، مثل آنست كه فلاسفه در بارهء واجب الوجود گفتهاند بحت وجود و بحت با حاء مهمله بمعنى صرف و خالص است و ديگران آن را تحريف نموده و يجب وجوده خواندهاند به اين جهت در معنى تغيير حاصل شده و گمان كردهاند كه ماهيت واجب با وجودش مغاير است .
مشابهت لفظى دو قضيه از جهت تركيب مفردات
اشتباهات ناشى از تركيب قضيه نيز بر سه قسم است :
( 935 ) ( اول ) آنكه از يك تركيب دو معنى استفاده شود و يكى از دو معنى به ديگرى مشتبه گردد ، مثل آنكه گفته شود : مرد دانا هرچه را بداند آنچنان است كه ميداند يا آنچنان است كه تصور مىكند ، از اين جمله دو معنى ممكن است استفاده شود يكى آنكه آنچنانرا بمعلومات او برگردانيم و معنى جمله اين مىشود كه معلوماتش به همان طوريكه فكر كرده درست و راست است در اين صورت قضيه صادق است و اگر كلمه آنچنانرا به خود شخص بازگشت دهيم معنى جمله اين خواهد بود كه خود او شبيه بمعلومات او است و ممكن است سنگيرا تصور كرده باشد در صورتى كه او شبيه به سنگ نيست و قضيه كاذب است « 1 » .
( 936 ) ( دوم ) ممكن است جملهايرا بواسطه شباهت بمفرد مفرد تصور كنيم ، مثل آنكه گفته شود فلانى شاعر خوب است در اين جمله ممكن است شاعر صفت شخص و خوب خبر جمله قرار داده شود ، و يا آنكه خوب قيد شاعر و شاعر خوب رويهم خبر جمله باشد ، بنا بر اول
هامش
( 1 ) شرح حكمت الاشراق صفحه 143 .