تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
بمعانى مختلف آمده است 2 - لفظيكه بحسب ماده و جوهر لفظ داراى معنى حقيقى و مجازى باشد چه آنكه يكى محسوس و ديگرى معقول باشد ، مثل لفظ نور كه در روشنائى محسوس ، و علم ، و وجود استعمال مىشود . 3 - لفظيكه بحسب هيئت داراى چند معنى باشد مانند افعاليكه در معانى اخبارى و انشائى هردو استعمال ميشوند . ( 933 ) ( دوم ) مشابهت دو قضيه از جهت مشتمل بودن آن بر الفاظيكه در اصل متعدد بوده و بواسطهء اعلال به صورت واحد درآمده و متحد شده‌اند مانند لفظ مختار كه براى اسم فاعل و اسم مفعول مىآيد و در اصل دو لفظ بوده‌اند . ( 934 ) ( سوم ) مشابهت دو قضيه بواسطهء اختلاف احوال و عوارض غيراعلالى از قبيل اختلاف حركات و سكون و نقطه‌دار و بىنقطه ، مثل آنكه در عربى هرگاه بگويند غلام حسن صفت و موصوف خواهند بود و اگر گفته شود غلام حسن بكسر نون حسن ، مضاف و مضاف اليه خواهند بود ، و حكما گفته‌اند واجب الوجود موجب است به صيغه اسم فاعل يعنى همه چيز را از امكان بوجوب مىرساند و بعضى آن را بصيغهء مفعول خوانده‌اند و بحكما نسبت داده‌اند كه آنان واجب الوجود را فاعل بالاضطرار و غيرمختار ميدانند . اين‌گونه كلمات هرگاه بدون اعراب نوشته شود يا حرف آخر آنها با سكون تلفظ گردد موجب اشتباه خواهد گرديد ، در فارسى نيز كسرهء اضافه و كسرهء موصوف گاهى به يكديگر مشتبه ميشوند .