« وصف ، يا ، علت » ناميده مىشود .
( چهارم ) نتيجهء تمثيل يعنى حكم جديد كه دربارهء شبيه صادر ميگردد و آن را « قضيه ، يا ، فتوى » ميگويند .
موارد استعمال تمثيل
( 889 ) تمثيل از استقراء و قياس كماعتبارتر است و سنديتش بسيار ضعيف و ناقص است زيرا ممكن است جامع ابدا دخالتى در حكم نداشته باشد و حكم بواسطه خصوص ماهيت موضوع يا خصوصيات مشخصهايكه مختص بموضوع است بوده باشد به اين جهت تمثيل تنها در خطابه و شعر و جدل به كار ميرود و در فن خطابه « اعتبار » ناميده مىشود و عوام در محاورات خود بيشتر به تمثيل استناد ميجويند .
ادله اثبات حجيت تمثيل
( 890 ) تمثيل مبتنى بر سه قضيه است :
( اول ) ثبوت حكم براى موضوع اصلى مثل ثبوت حدوث براى خانه .
( دوم ) ثبوت عليت براى عنوان كلى كه جامع است مثل عليت شكل براى حدوث .
( سوم ) ( اقتران ) يعنى ثابت بودن عنوان كلى براى فرع .
تمثيل از جهت قضيه اول و سوم محتاج به اثبات نيست و از جهت قضيه دوم محتاج به اثبات است .
براى قضيه دوم يعنى اينكه جامع علت ثبوت حكم است دو دليل