موجبه هردو جزئى و با معكوس مقدمهء سالبه هردو سالبه ميباشند و در هيچيك از دو صورت منتج نخواهد بود .
( 863 ) گاهيهم اتفاق مىافتد علاوه بر آنكه نتيجه از جهت كميت با مقدمه ديگر قياس اختلاف دارد عكس آن مقدمه را نتيجه ميدهد . مثال :
هرنويسندهاى انسان است . هرانسانى حيوان است . نتيجه ميدهد : هر نويسندهاى حيوان است . اين قياس را با معكوس نمودن كبرى به صورت قياس دور درمىآوريم عكس صغرى را نتيجه ميدهد چنان كه ميگوئيم : بعضى از حيوانها انسان هستند ؛ و هرنويسندهاى حيوان است . نتيجه ميدهد : بعضى از انسانها نويسنده هستند اين قضيه معكوس صغراى اصل است مگر آنكه صغرى و كبرى را تغيير مكان بدهيم تا به شكل چهارم درآيد .
از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه هيچگاه تشكيل قياس از نتيجهء قياس ديگر با معكوس يكى از دو مقدمه ، مقدمهء ديگر را نتيجه نميدهد لكن ممكن است از جهت اينكه قياس جدلى مىباشد در آن مسامحه به كار رفته باشد .
( 863 / 2 ) قياس دور معنى ديگريهم دارد كه از اقسام مغالطه و مصادره بمطلوب است و طى شماره ( 1089 ) ذكر خواهد شد قياس دور آن است كه نتيجه را يك بار مقدمه قرار دهند و مطلوب را ثابت كنند و بار ديگر همان نتيجهء حاصله را جزء قياس قرار داده و مقدمه را ثابت
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 559
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٥٥٩