قياس اولش اقترانيه و از دو شرطيه متصله يا منفصله تشكيل شده و جزء مكرر قياس نسبت بيكى تام و نسبت به ديگرى غيرتام باشد و نتيجهء اين قياس جزء اول قياس دوم كه استثنائيه است قرار داده مىشود .
مثال : ميخواهيم ثابت كنيم كه هرگاه خورشيد برآمده باشد ستارهها پوشيده خواهند بود ، براى ثابتكردن صحت اين قضيه ميگوئيم : ( قياس اول كه اقترانى است )
( صغرى ) : اگر دروغ باشد كه هرگاه خورشيد در حال انجلا برآمده باشد ستارگان پوشيده خواهند بود ، راست خواهد بود كه گاهى اگر خورشيد در حال انجلاء برآمده باشد ، ستارگان آشكار مىباشند .
( كبرى ) : اگر راست باشد كه گاهى اگر خورشيد در حال انجلا برآمده باشد ستارگان آشكار ميباشند ، راست خواهد بود كه نور شديد نور ضعيف را نميپوشاند .
( نتيجه ميدهد ) ؛ اگر دروغ باشد كه هرگاه خورشيد در حال انجلاء برآمده باشد ستارگان پوشيده خواهند بود ، راست خواهد بود ، كه نور شديد نور ضعيف را نمىپوشاند .
( قياس دوم كه استثنائى است )
اگر دروغ باشد كه هرگاه خورشيد در حال انجلا برآمده باشد ستارگان پوشيده خواهند بود ، راست خواهد بود كه نور شديد نور ضعيف را نميپوشاند ، لكن نور شديد نور ضعيف را ميپوشاند -
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٥٥٣