قضيه حمليه كه كبراى قياس اقترانى است بايستى متفق عليه و مسلم باشد و اين قضيه با نقيض مطلوب اقتران حاصل مينمايد .
( 848 ) نتيجهء اين قياس قضيه متصلهاى خواهد بود كه مقدمش مقدم صغرى و تاليش نتيجهء اقتران شرطيهء مزبور با نقيض قضيه متفق عليه است .
( 849 ) در قياس خلف بايستى دو قضيهء مسلم و متفق عليه وجود داشته باشد كه يكى كبراى اقترانى و ديگرى جزء دوم قياس استثنائى واقع گردد .
قسمت دوم دليل خلف
( 850 ) مقدمه دومش ، قياس استثنائى مىباشد كه جزء اول آن نتيجهء قياس اول است و در جزء دوم نقيض تالى استثناء مىشود و نقيض تالى نقيض قضيه متفق عليه مىباشد و نقيض مقدم را نتيجه ميدهد و آن تصور بطلان مطلوب است و نتيجهاش حقانيت خود مطلوب خواهد بود .
مثال ميخواهيم ثابت كنيم كه هيچ انسانى سنگ نيست ، اجزاء قياس خلف از اين قرار است :
( جزء اول كه قياس اقترانى است ) : هرگاه اين قضيه كاذب باشد كه هيچ انسانى سنگ نيست ، البته صادق خواهد بود كه بعضى از انسانها سنگ هستند ( صغراى قياس )
هرسنگى جماد است ( يكى از دو قضيه متفق عليه و كبراى قياس »