در قياس استثنائى نيز از وضع يا رفع اجزاء شرطيه يك جزء باقى ميماند و بيش از يك نتيجه بر آن مترتب نميگردد .
( 837 ) هرگاه مقدمات بسيارى ملاحظه شود كه براى يك نتيجه ترتيب داده شدهاند آن مقدمات بسيار يك قياس را تشكيل ندادهاند بلكه چندين قياس پىدرپى از آنها تشكيل گرديده است بطورى كه تفصيلش گذشت ، نتيجهء قياس اول ، مقدمهء قياس دوم و نتيجهء قياس دوم مقدمه براى قياس سوم قرار داده شده است تا از مطالب و نتايج متوسط بيك مطلوب و نتيجهء نهائى رسيدهايم .
قياس خلف
( 838 ) در قياس خلف لازم نقيض مطلوبرا باطل مىكنند تا خود نقيض بالتبع باطل گردد و وقتى كه نقيض مطلوب باطل شده باشد خود مطلوب ثابت خواهد بود .
( 839 ) در اينكه چرا اين قياس خلف ناميده شده اختلاف است بعضى از اين جهت دانستهاند كه خلف بمعنى هرچيز پست و دورافكندنى مىباشد و چون بطلان نقيض بتوسط اين دليل ثابت مىشود خلف نامداده شده است .
( 840 ) بعضى گفتهاند از اين جهت خلف ناميده شده كه ثابت كردن چيزى بواسطهء ابطال نقيض راه كج رفتن و تخلف نمودن از راه راست است و مؤيد اين وجه آن است كه دليلهائى كه مستقيما اصل مطلوبرا ثابت ميكنند برهان مستقيم ناميده شده و برهان خلف در مقابل مستقيم است .