بعنوان اينكه مقدمه قياس بعد است در قياس بعدى گنجانيده شده باشد مثال ، هرگاه گفته شود : هر انسانى حيوان است ، و هرحيوانى نامى است ، نتيجه ميدهد : هر انسانى نامى است اين نتيجه صغراى قياس بعدى قرار داده مىشود .
( قياس دوم ) : هر انسانى نامى است ، و هرنامىاى جسم است ، نتيجه ميدهد : هر انسانى جسم است .
( 833 ) قياس موصول النتايج : آنست كه چند قياس متصل به يكديگر بوده و نتيجهها فقط بعنوان مقدمه براى قياس بعدى ذكر شوند و تنها به همان مطلوب نهائى بعنوان نتيجه تلفظ گردد .
مثال گذشته را به اين ترتيب ميتوانيم موصول النتايج قرار داده و بگوئيم : هر انسانى حيوان است ، و هرحيوانى نامى است .
( قياس دوم ) : هر انسانى نامى است ، و هرنامىاى جسم است .
( نتيجهء نهائى ) : هر انسانى جسم است .
چند نكته لازم الذكر
( 834 ) ( نكتهء اول ) : هيچ قياسى به كمتر از دو مقدمه تشكيل نميشود ، زيرا چنان كه گفته شد قياس بر دو قسم است :
اقتراني ، و استثنائى .
( 834 / 2 ) قياس استثنائى آنست كه هردو طرف نتيجه در يك مقدمه وجود داشته باشد ، و قياس اقترانى قياسى است كه دو طرف نتيجه در دو مقدمه پراكنده باشد .