مصنف كتاب ما در تعليقات خود بر شرح حكمت الاشراق « 1 » اين مطالب را شرح داده و بطور نفى و اثبات اشكال چهارگانه را از جهت حجيت طبقهبندى نموده است . و بطور خلاصه ميگويد : شكل اول ضرورى الانتاج است - حجيت آن قابل اثبات و بيان نيست . ليكن ضرورت انتاج شكل دوم و سوم بيّن صريح نبوده و با اندك تأمّل و تفكّرى پيش از آنكه به شكل اول بازگشت داده شوند فطرت سالم به انتاج و قياس بودن آنها توجه پيدا مىكند .
ليكن انتاج شكل چهارم ضرورى غيربيّن است زيرا بهيچوجه بحجّيت و قياس بودنش تفطن حاصل نميشود جز آنكه با دليل خارج و بوسيلهء بازگشت دادن آن را به شكل اول سنديتش ثابت گردد .
شكل چهارم
( 585 ) ترتيب حدود در شكل چهارم برعكس شكل اول است .
زيرا حدّ مكرر اين شكل موضوع صغرى و محمول كبرى مىباشد و موضوع مطلوب محمول صغرى و محمول مطلوب موضوع كبرى مىباشد .
( 586 ) اين شكل چنان كه معلوم شد از سنديت بسيار دور است زيرا ترتيب مقدمات اين شكل بر خلاف نظم طبيعى مىباشد و انتقال به نتيجه به سختى حاصل مىشود به اين جهت در آخر همه بشمار آمده است .
هامش
( 1 ) صفحه 100