موجبه يا در حكم موجبه باشد و سالبه اگر ممكنه يا وجوديّه باشد در حكم موجبه است .
خواجهء طوسى در شرح گفته است سالبهء ممكنه ملزوم موجبهء ممكنه و موجبهء ممكنه لازم آنست و نيز سالبهء وجوديهء لا دائمه دو لازم دارد : يكى موجبهء لا دائمه و ديگرى موجبهء لا ضروريه . و اين گونه سالبهها در حكم موجبه و در قوهء موجبه هستند و در مواردى كه مقدمهء شكلها بايستى موجبه باشند اين گونه سالبهها را بجاى موجبه ميتوان آورد .
( 592 ) در اينجا اشكالى است كه صغراى شكل اول و سوم واجب است فعليت داشته باشد . و امكان اعم از فعليت است زيرا محتمل است امر ممكن هيچگاه بفعليت نرسد خواجهء طوسى از اين اشكال جواب داده كه ممكنه در اينجا امكان صرف نداشته و بايستي بمعنى امكان طبيعى باشد بطوريكه حكم ايجابى بالفعل حاصل شده باشد .
شرايط خصوصى هريك از شكلها
( 593 ) علاوه بر شرايط عمومى كه گذشت براى هريك از چهار شكل شرايط مخصوصى هست كه بعضى از اين شرايط شرح و تفصيل همان شرايط عمومى در موارد اختصاصى مىباشد .
شرايط خصوصى اشكال نيز مربوط به كميّت و كيفيت و جهت قضايائى مىباشد كه اجزاء قياس هستند .
[ شكل اول ]
شرايط شكل اول
( 594 ) شكل اول سه شرط دارد كه هريك راجع به كميت و كيفيت و جهت دو مقدمه ميباشند و حروف « مغكب » اشاره به شرط كمى و