ديگر كه هيچيك از آنها همهء محصورات را نتيجه نميدهند . زيرا شكل دوم موجبه ندارد نه كليه و نه جزئيه . و شكل سوم كليه ندارد ، نه موجبه و نه سالبه و شكل چهارم موجبهء كليه ندارد ، بنابراين شكل اول از جهت جامع بودن نتايج كه از همهء محصورات ميباشند بر ساير اشكال برترى داشته و بر همه مقدم است
شكل دوم
( 579 ) هرگاه اوسط كه جزء مكرر است در هردو مقدمه محمول باشد ، شكل دوم بشمار مىآيد .
( 580 ) علت اينكه اين شكل را دوم شمردهاند آنست كه اين شكل در صغرى كه از دو مقدمهء شكل اول شريفتر است با شكل اول موافقت دارد . زيرا موضوع مطلوب در هردو شكل موضوع صغرى و اوسط نيز در هردو محمول صغرى مىباشد . بنابراين صغرى در هردو شكل يكسانست .
( 2 / 580 ) وجه اينكه صغرى بر كبرى برترى دارد آنست كه صغرى مشتمل بر موضوع مطلوبست و موضوع از محمول برتر است زيرا محمول براى موضوع طلب گرديده و نسبت بمحمول اصل است .
بعلاوه صغراى شكل اول از جهت اينكه هميشه موجبه است بر كبراى اين شكل برترى دارد .
وجه ديگر آنست صغرى از جهت كميت مطلق است . زيرا ممكن است كلى يا جزئى باشد و كبرى فقط بايستى كلى باشد .